26 03 2009 12789913 شناسه:

جلسه درس اخلاق (1388/01/06)

دانلود فایل صوتی

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ وَ الصَّلَاة وَ السَّلامُ عَلَی ‏جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين‏ سَيَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّد(صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الأطْيَبِينَ الأَنْجَبين ‏سَيَّمَا بَقِيَّةَ اللَّه فِي الْعالَمِين بِهِمْ نَتَوَلَّی‏ وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّءُ إِلَی اللَّه».

مقدم شما مهمانان بزرگوار حوزوي و دانشگاهي و همچنين عزيزاني كه از اهواز براي زيارت كريمه اهل بيت(سلام الله عليها) مشرف شده‌اند گرامي مي‌داريم. اميدواريم ذات اقدس الهي آن توفيق را در طليعه سال جديد به ما مرحمت كند كه ما هم بتوانيم دلهاي خود را متحول كنيم. چون مستحضريد وقتي سال نو مي‌شود معنايش اين است كه زمين يك بار ديگر به دور آفتاب گشت، آن‌گاه عمر زمين زياد شد نه عمر ما كه ساكن روي زمين‌ هستيم. دين به ما فرمود محصول عمر هر كسي به مقدار حركت خود اوست اگر كسي خودش حركت كرد او رشد مي‌كند، اما اگر زمين به دور آفتاب بگردد اهل زمين رشد بكنند اين معقول نيست. اين وصف به حال متعلق موصوف است، اين زمين بزرگ شد نه اهل زمين. اگر كسي پنجاه بار اين حركت را تجربه كرد، يعني سن او به پنجاه سالگي رسيد، پنجاه بار زمين به دور آفتاب گشت اين زمين پنجاه ساله شد نه اين ساكن زمين. اگر او خودش پنجاه مطلب فهميد پنجاه درجه را طي كرد پنجاه آيه فهميد پنجاه حكم خدا را فهميد پنجاه گره از كار مردم گشود پنجاه قدم اجتماعي برداشت او يك آدم پنجاه ساله است و گرنه زمين بگردد اين عمرش زياد بشود؟! اين مطلب اول.

مطلب دوم آن است كه بزرگان افراد اين‌چنيني را مي‌گويند «شيخ يتصبي»؛[1] يعني او كودك پنجاه ساله است كودك شصت ساله است كودك هفتاد ساله است. اينكه مي‌گويند بعضيها بچه هشتاد ساله‌اند بچه هفتاد ساله‌اند يعني هفتاد بار زمين به دور آفتاب گشت ولي اين هفتاد قدم بر نداشت هفت قدم هم بر نداشت بچه هفتاد ساله است. عده‌اي در سابق الواح قبورشان اين بود، آنهايي كه قدمهاي خوبي بر مي‌داشتند عمرشان را بر اساس همان حساب مي‌كردند؛ ولي آن كسي كه اهل كار نبود مي‌گفتند كه اين پنج ساله است شش ساله است، خيال مي‌كردند اينجا قبرستان كودكان است معلوم شد كه او در مدت عمر پنجاه قدم برداشت. پس مطلب دوم اين شد كه عمر ما به دست خود ماست ما خودمان عمر مي‌سازيم، بعضيها در همان حدّ كودكي مي‌مانند، مي‌شوند كودك هشتاد ساله، كودك نود ساله. شما وقتي يكجا مي‌نشيني حرف اينها را گوش مي‌دهي، مي‌بيني همان حرف دوران هشتاد سال قبل را مي‌زند فرقي با كودكان ندارد؛ يا از خوردن خود صحبت مي‌كند يا از بازي خود حرف مي‌زند يا از پرخوري خودش حرف مي‌زند يا از شيطنت خودش سخن مي‌گويد همين! چيزي براي گفتن ندارد كه ما چه چيزي فهميديم چه چيزي تدريس كرديم چه كتابی نوشتيم؛ وقتي الآن هم كه مي‌نشينند همان حرفهاي كودكانه را مي‌زنند در حقيقت اين بچه هشتاد ساله است اين بچه نود ساله است.

مطلب سوم آن است كه ما بايد حركت كنيم و به ما هم دستور حركت داده‌اند؛ لكن يكي از بيانات نوراني حضرت امير(سلام الله عليه) است كه «مَا مِنْ حَرَكَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِيهَا إِلَی مَعْرِفَةٍ»؛[2] هيچ حركتي نيست مگر اينكه در كنار معرفت بايد سامان بپذيرد آدم بايد بداند از كجا بايد حركت كند به كدام مقصد برسد و اين فاصله را چگونه طي كند اين‌هم مطلب سوم.

 در جمع شما عزيزان آن‌طوري كه گزارش دادند عده‌اي ـ إن‌شاءالله ـ روحاني خواهيد شد وارد حوزه علميه مي‌شويد طلبه مي‌شويد كه هيچ كاري در جهان بهتر از طلبگي نيست اين را مطمئن باشيد چون همه اصناف در پايان عمر پشيمان‌اند مي‌گويند ‌اي كاش ما وارد مراحلي مي‌شديم با قرآن مأنوس بوديم با روايات مأنوس بوديم با كلمات اهل بيت مأنوس بوديم؛ فقط يك صنف پشيمان نيست و آن روحانيت است، روحاني كه كاسب نباشد عالم باشد، او خدا را شكر مي‌كند كه عمرم در خدمت قرآن و عترت گذشت ديگر پشيمان نيست. عده‌اي كه وضع مالي آنها خوب است آخر‌هاي عمر مي‌فهمند كه اينها زمين را آباد كردند؛ يعني خانه ساختند كه آن قسمت زمين آباد شده، فرش خوب تهيه كردند كه آن قسمت زمين آباد شده، اتومبيل خوب تهيه كردند كه پاركينگشان آباد شده؛ اينها براي آباد كردن بيرون تلاش و كوشش مي‌كنند بعد با دست خالي مي‌روند، چه خسارتي از اين بدتر؟! كسي عمري زحمت بكشد جاي ديگر را آباد بكند با دست خالي برود با دست خالي يعني با روي سياه. بنابراين همه اصناف پشيمان‌اند مگر كسي كه چيزي فراهم بكند كه با زاد راه خود برود، نه چيزي كه بايد بگذارد.

 مطلب بعدي آن است كه بزرگان اهل حكمت اينها فرمودند زندگي خيليها زندگي گياهي است، يعني خوب تغذيه مي‌كنند خوب جامه در بر مي‌كنند خوب خرّمي دارند خرامان خرامان حركت مي‌كنند، بالندگي دارند اينها زندگيشان زندگي گياهي است. يك درخت چه كار مي‌كند؟ يك درخت اگر آسيبي به آن نرسد خوب تغذيه مي‌كند خوب سبز مي‌شود خوب رشد مي‌كند بالنده مي‌شود و بعد پژمرده مي‌شود. اما اين بزرگان اهل حكمت گفتند هيچ درختي ترقي نمي‌كند؛ چون درخت اصل و ريشه و دهان آن در لجن است، اينكه بيرون آمده فرع آن است اصل آن كه نيست. بعضيها در لجنزار زندگي مي‌كنند بله حالا برجي ساخته، برج بالا آمده، اينكه اصل او نيست. بيان نوراني امام صادق(سلام الله عليه) اين است كه «أَصْلُ الْإِنْسَانِ لُبُّه‏»؛[3] ريشه هر كسي عقل اوست فكر او عقل او هم كه در گِل است. بنابراين اينها معيار نيست.

 ما بايد سال نو داشته باشيم يعني ما هم بايد حركت كنيم، نه اينكه ببينيم زمين سال نو دارد. او سال نو دارد و خوابيده‌ها را بيدار مي‌كند، يك؛ مرده‌ها را زنده مي‌كند به اذن خدا، دو؛ وقتي بهار شد اين درختها كه خواب‌اند به اذن خدا بيدار مي‌شوند اين خاكهاي اطراف درخت كه مرده‌اند به اذن درخت جذب درخت مي‌شوند و زنده مي‌شوند. ذات اقدس الهي مي‌فرمايد: ﴿يُحْيِ اْلأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا﴾؛[4] زمين مرده را زنده مي‌كند، يك؛ درخت خوابيده را بيدار مي‌كند، دو؛ بهار اين دوتا كار را مي‌كند. درخت كه نمرد اگر مي‌مرد كه پژمرده مي‌شد و خشك مي‌شد ديگر قابل سبز شدن نبود. بهار كه شد يك بار كه زمين به دور آفتاب گشت اين كارها را مي‌كند؛ اما عمر ما بايد زياد بشود ما بايد به اندازه حركت خودمان مي‌توانيم، هم خودمان اگر خوابيم بيدار بشويم، اگر بخشي از انديشه‌هاي ما مرده است احيا كنيم، ديگران را هم به همين نحو احيا کنيم، پس برخيها زندگي گياهي دارند كه انسان بايد برتر از اين بينديشد.

 به ما گفتند خودتان را محاسبه كنيد در سوره مباركه «حشر» فرمودند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ﴾؛[5] هر كسي اهل حساب باشد، ببيند براي فردا چه چيزي فراهم كرده. به هر حال ما بهترين سرمايه كه عمر است روزانه داريم صرف مي‌كنيم؛ اگر چيزي در برابر اين سرمايه گرفتيم و گذاشتيم روي خاك مي‌شود خسارت، چيزي در برابر سرمايه گرفتيم و جانمان را شكوفا كرديم مي‌شود تجارت. اين ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَليٰ تِجَارَةٍ تُنْجيكُمْ﴾[6] همين است، ﴿يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ﴾[7] همين است؛ يعني بعضيها هستند كه تجارتشان باير نيست، يعني چيزي فراهم كرده ادب فراهم كرده علم فراهم كرده معرفت فراهم كرده كه با او هست؛ پس خسارت نديد.

 حالا چطور حركت كنيم كجا برويم؟ شما ـ إن‌شاءالله ـ كه قصد طلبه شدن را داريد از اول بدانيد كه طلبگي يعني چه و حركتي كه در حوزه‌هاي علميه هست به كدام سمت است اينها كدام سمت دارند حركت مي‌كنند. خدا مرحوم كليني را غريق رحمت كند! تا معالم مرحوم صاحب معالم همه اينها مشمول رحمت حق باشند. اين بزرگان از مرحوم كليني تا صاحب معالم[8] اين روايات را نقل كردند[9] كه وقتي طالبان علم يكجا مي‌نشينند فرشته‌ها پَرها را زير پاي اينها پهن مي‌كنند: «إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْم‏».[10] اين را همه ما شنيديم كه ملائكه پَرها را پهن مي‌كنند تا طالبان علوم، طلاب علم روي اين پَرها بنشينند؛ اين براي چيست؟ اين ملائكه كه از طرف ذات اقدس الهي ﴿أُولي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ﴾[11] اينها آمدند به ما پَر نشان بدهند كه ما پَر داريم، يک؛ شما اگر طلبه‌ايد بايد پر در بياوريد. آن كسي كه اهل پَر در آوردن نيست طالب علم نخواهد بود چون آدم بي‌بال و پر كه قدرت پرواز ندارد بايد پَر در بياورد ما بلديم چطور پرواز كنيم شما هم بايد ياد بگيريد كه اهل پرواز بشويد حالا پَر در آورديد كسي علم پيدا كرد اين علمش را مصرف نكند كه مثل آن است كه پر در آورده ولي پرواز نمي‌كند، اين دو؛ آن قسمت سوم مهم است و به كدام طرف پرواز كنيم؟ اين ملائكه نه از شرق به غرب مي‌روند نه از غرب به شرق، نه از شمال به جنوب مي‌آيند نه از جنوب به شمال؛ اين ملائكه نظير اين مرغهاي تيز پرواز يا تند پرواز نيستند كه به طمع طعمه بيايند در اين تالابها بنشينند. ملائكه پروازشان از جهت است نه در جهت؛ اين مرغهاي عالم طبيعت يا از شرق به غرب مي‌آيند يا از غرب به شرق مي‌آيند به هر حال درون جهتي است، در اين محدوده از جايي به جايي مي‌روند. فرشته‌ها از جهت حركت مي‌كنند نه در جهت؛ يعني از زمين به آسمان؛ آنجا ديگر شرق و غرب ندارد شمال و جنوب ندارد اينهايي که با سفينه وارد كره مريخ شدند، مگر آنجا شرق و غرب دارد شمال و جنوب دارد، آنها فوق همه اين بحثهاست. اگر طلبه‌اي پَر در نياورد يا پَر در آورد و پرواز نكرد يا اگر نظير همين مرغها پروازش براي طلب طعمه بود اين معلوم مي‌شود روي بال فرشته‌ها ننشست؛ اما اگر نه، از جهت پرواز كرد نه در جهت، از دنيا پرواز كرد نه در دنيا، اين‌هم محبوب خداست هم محبوب ملائكه است، هم دنياي او تأمين است هم آخرت او تأمين است او كم ندارد. اگر به ما گفتند فروردين زمين به دور آفتاب مي‌گردد ما هم يك شمس حقيقتي داريم شمس ولايتي داريم؛ اين قرآن شمس ماست اين عترت شمس ماست اين ﴿وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ٭ وَالقَمَرِ إِذَا تَلاَهَا[12] بر مصاديقي تطبيق شده، گفتند وجود مبارك پيغمبر است وجود مبارك حضرت امير است، اينها مصاديق شمس و قمر حقيقي‌اند، ما هم به هر حال يك آفتاب و ماه داريم دور اينها بگرديم، تا عمرما زياد بشود و گرنه همين هستيم، تا آخر هم همين درد و رنج را داريم؛ اما وقتي از جهت بيرون آمديم ديگر فشاري نمي‌بينيم. خاصيت طلبگي اين است ـ إن‌شاءالله ـ اگر در خود استعدادي ديديد يك طهارت روحي احساس كرده‌ايد ـ إن‌شاءالله الرحمن ـ با دعاي پدر و مادرتان وارد حوزه‌هاي علميه بشويد، هم پر در بياوريد هم پرواز كنيد هم از جهت به خارج جهت پرواز كنيد، آن وقت عده‌اي را هم به همراه مي‌بريد.

 اميدوارم ذات اقدس الهي به همه ما و همه شما اين سعادت و سيادت را مرحمت بفرمايد! پروردگارا امر فرج وليّ‌ات را تسريع بفرما!

 نظام اسلامي، مقام معظم رهبري، مراجع بزرگوار تقليد، حوزه‌هاي فقهي فرهنگي دانشگاهي همه را در سايه امام زمان حفظ بفرما!

 دولت ما، ملت ما، مملكت ما، تماميت ارضي ما، جوانهاي ما، نوجوانهاي ما و اين عزيزان را در سايه لطف امام زمان حمايت بفرما!

 ارواح مؤمنان عالم، مراجع ماضين، علما، مؤلفان علوم حقيقي، ذوي حقوق ما، پدران و مادران ما، امام راحل و شهداي انقلاب و جنگ همه را در سايه رحمت بيكرانت با انبيا محشور بفرما!

 مشكلات دولت و ملت را در سايه لطف امام زمان برطرف بفرما!

 پايان امور همه را به خير و سعادت ختم بفرما!

«غفر الله لنا و لكم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

 

[1]. ر.ک: لغتنامه دهخدا؛ «شيئان عجيبان هما ابرد من يخ ٭٭٭ شيخ يتصبّي و صبي ٌيتشيخ».

[2]. تحف العقول، النص، ص171.

[3].. الأمالي( للصدوق)، النص، ص240.

[4]. سوره روم، آيات19 و 50؛ سوره حديد، آيه17.

[5]. سوره حشر، آيه18

[6]. سوره صف، آيه10.

[7]. سوره فاطر، آيه29.

[8]. معالم الدين، ص11.

[9]. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص3؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص387.

[10]. الکافي(ط ـ الاسلامية)، ج1، ص34.

[11]. سوره فاطر، آيه1.

[12]. سوره شمس، آيات1 و 2.


دروس آیت الله العظمی جوادی آملی
  • تفسیر
  • فقه
  • اخلاق