05 04 2007 12789284 شناسه:

جلسه درس اخلاق (1386/01/16)

دانلود فایل صوتی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلامُ عَلَي ‏جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ‏ سِيَّمَا خَاتَمِهِمْ وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّد(صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأطْيَبِينَ الْأَنْجَبينَ ‏سِيَّمَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي الْعالَمِينَ بِهِمْ نَتَوَلَّيٰ‏ وَ مِنْ أَعْدَائِهِمْ‏ نَتَبَرَّءُ إِلَي اللَّه».

ميلاد خجسته سيد انبيا و مرسلين و همچنين ميلاد پر بركت امام صادق رئيس مذهب ما(عليهما آلاف التحية و الثناء) را به پيشگاه صاحب اصلي زمان و زمين وجود مبارك ولي‌ّعصر(ارواحنا فداه) تهنيت عرض مي‌كنيم. از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم بهترين عيدي ما را معرفت ما به احكام و حِكم اينها، به سيره و سنت اينها و پيروي از دستورات اين ذوات مقدس قرار بدهد.

 وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) را خود آن حضرت يا كسي كه به منزله نفس آن حضرت است بايد معرفي كند و آن علي‌بن‌ابي‌طالب(سلام الله عليه) است. وجود مبارك اميرالمؤمنين در وصف رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) مي‌فرمايد: «الْمجْتَبَي مِنْ خَلائِقِهِ وَ الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ»؛[1] يعني در بين همه مخلوقها، ذات اقدس الهي وجود مبارك پيامبر اعظم(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) را برچين كرد، او جبايه خداست مجتبای خداست برگزيده خداست. انبيا را در بين توده مردم برگزيد كه ﴿إِنَّ اللّهَ اصْطَفَيٰ آدَمَ﴾[2] و وجود مبارك حضرت را از بين انبيا و اوليا انتخاب كرده است. براي چه چيزي انتخاب كرد «الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ». «ائتيام» همان اختيار است، «مُعتام»؛ يعني مختار. ذات اقدس الهي وجود مبارك حضرت را انتخاب كرد براي اين حقايق الهي را براي مردم شرح كند. حقايق الهي بخشي به عقايد برمي‌گردد بخشي به اخلاق برمي‌گردد بخشي به فقه برمي‌گردد بخشي به حقوق برمي‌گردد. آنچه به نام حقايق است ذات مقدس رسول گرامي براي مردم شرح داد؛ ولي هيچ كس نمي‌تواند عمق سخنان رسول گرامي را ادراك بكند. اين بيان نوراني را مرحوم كليني(رضوان الله عليه) در همين اصول كافي از وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليه) نقل كرد كه وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليه) فرمود وجود مبارك رسول گرامي در تمام مدت عمر با احدي به اندازه فكر خودش سخن نگفت: «مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَط»؛[3] به مقدار كنه عقل خودش با احدي حرف نزد، چون احدي نمي‌تواند كنه سخنان رسول گرامي بفهمد.

قبل از مرحوم صدرالمتألّهين شايد عده‌اي بودند كه اين حديث را شرح كردند، ولي در اين چهار قرن و اندي اول كسي كه اين حديث را درست شرح كرد مرحوم صدرالمتألّهين بود؛ بعدها مرحوم مجلسي(رضوان الله عليه) اينها همين راه را ادامه دادند كه منظور وجود مبارك امام صادق كه فرمود با احدي به اندازه كنه عقل خودش حرف نزد غير اهل بيت‌اند چون خود اهل بيت به منزله نفس پيامبرند با آنها به اندازه كنه عقل خود سخن گفت و آنها هم به اندازه كنه عقل رسول گرامي فهميدند؛ اما ديگران اين‌چنين نبودند ««مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَط». اين جمع مُحلّی به «الف» و «لام» است يعني با احدي به اندازه فكر خودش سخن نگفت؛ چون كسي كه به اندازه فكر او بفهمد نبود. اينكه در رواياتهاي ديگر دارد فرمود ما همه انبيا اين‌طوريم كه مأمور شديم «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ نُكَلِّمُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِم‏»[4] از همين باب است.

 وجود مبارك حضرت امير فرمود ذات اقدس الهي رسول گرامي را انتخاب كرد تا حقايق الهي را براي مردم شرح بكند «الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ». چون امشب عده‌اي از عزيزان به لباس پر بركت روحانيت مفتخر شدند، اين جمله را در سنت و سيرت آن حضرت بيان كنيم. وجود مبارك رسول گرامي به همه ما دستور داد كه شما كاري بكنيد كه وارث من بشويد، چيزهايي را از من ارث ببريد. قبل از اينكه آن نكته‌ قرآني بازگو بشود وضع جامعه كنوني را همه شما مستحضريد آن را ما بازگو كنيم. الآن در اين كشور هفتاد ميليوني، حداكثر خيلي ما خوشبين باشيم يك ميليون دينشان را با استدلال و با مراجعه به قرآن و با مراجعه به روايات اهل بيت دارند، شصت و نه ميليون اين كشور دينشان را از اين لباس دارند اين كار كمي نيست. اين عزيزاني كه امشب به اين فيض نايل شدند در اين سلك آمدند. مردم دينشان را از منبر و سخنراني و علما و وعاظ و مدرسان دارند، اين كم كاري نيست. هفتاد ميليون ديندار آدم تربيت كند اين كار كمي نيست. بخشي از اينها را علماي قبلي، اساتيد قبلي، مراجع قبلي، وعاظ قبلي حفظ كردند بقيه‌اش را ماها به عهده داريم اين كم شرف است؟! كشورهاي ديگر هم همين‌طور است اين كار كمي نيست. اين مردم مسلمان‌اند اگر انقلاب كردند همين مردم به بركت اسلام انقلاب كردند و گرنه در جنگ جهاني اول ايران تسليم شد، جنگ جهاني دوم ايران تسليم شد، در كودتاي نگين 28 مرداد ايران تسليم شد. هر وقت سخن از اسلام و دين و روحانيت و مراجع و علما بود اين كشور پيروز شد.

بارها هم عرض شما رسيد در اين جريان دفاع مقدس هشت سال آن خاكريز مقدم، آن خط اول، آن خط‌شكنان همه آنها شعارشان «يا حسين يا حسين» بود، نه «مرز پرگهر». شما در شبهاي عمليات حضور داشتيد يا نداشتيد؟ سخن از مرز پرگوهر نبود، سخن از «يا حسين يا حسين» بود و اين‌هم به بركت علماست؛ بنابراين كار كمي نيست شما انجام داديد چه شرفي بالاتر از اين؟! چه خدمتي بالاتر از اين؟! آدم اين عمامه را ببوسد، اين عبا را ببوسد، اين را از دست پيغمبر مي‌گيرد، اين را دست امام صادق را مي‌گيرد. به هر حال اين مردم دينشان را از چه كسي دارند اين مردم مردم با شرف مملكت‌اند. الآن شما مي‌بينيد يك سر و گردن ايران از اتحاديه اروپا رفته بالا، بر اساس آن بزرگواري كه ايران كرده، اين ملوانها را اسير كرده و آن اسيركننده‌ها هم مدال شهامت و شجاعت گرفتند از دست مسئولين، كار مقتدرانه كردند. به بركت ميلاد اين دو معصوم مطهر، هديه‌اي ايران اسلاميبه  مردم لندن داد به مردم انگليس داد، اين شرف اين كشور است اين شرف را به وسيله دين مردم داشتند و گرنه شما تاريخ جنگ جهاني اول را بخوانيد، تاريخ جنگ جهاني دوم را بخوانيد كودتاي ننگين 28 مرداد را ببينيد. هر وقت روحانيت قيام كرد و دين مردم به صحنه آمد اين كشور محفوظ بود، هر وقت روحانيت نبود و دين نبود يا هفده شهر هفده شهر تسليم كرديم، يا نفت را به آمريكا و انگليس داديم و گاز را به شوروي سابق داديم و تسليم شديم و ژاندار منطقه شديم. بنابراين شرف اين كشور به ابي عبدالله است به دين مردم است و اكثري اين مردم يعني اكثريت قريب به اتفاق دينش را از علما دارد. بنابراين قدر اين لباس را بدانيد افتخار ماست شرف ماست و حيثيت ماست اين را بايد داشته باشيد.

اما آنچه مربوط به «الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ» است، وجود مبارك پيامبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) و همچنين رئيس مذهب ما وجود مبارك امام صادق(عليهما و علي اهل البيت آلاف التحية و الثناء) آمده است اين است كه اينها دو تعليم دارند؛ همه انبيا همين‌طورند وجود مبارك رسول گرامي ما هم همين‌طور است؛ مثل اينكه علماي ما هم دو تعليم دارند؛ غالب مراجع ما يك ديدار عمومي دارند كه براي مردم سخنراني مي‌كنند موعظه مي‌كنند اين جاي تبليغ است. يك جاي تعليم دارند كار دومشان است، يك جاي تحقيق دارند كار سومشان است. اين علماي ما سه مرحله كار مي‌كنند. آن كار تبليغ آنها با توده مردم سخنراني دارند، در حسينيه‌ها و مراكز فكري و فرهنگي و مساجد و اينها. در جلسات عمومي جا براي تحقيق نيست جا هم براي تعليم نيست جا فقط براي تبليغ است. گاهي ممكن است در اثناي سخنراني يك مطلب تعليمي يا تحقيقي ذكر بشود ولي محور اصلي مجالس عمومي همان تبليغ است. وقتي شاگردان آنها به محضر ايشان مي‌روند اينها ديگر صبغه تبليغي ندارند كار تعليمي دارند، دارند درس مي‌گويند. وقتي خودشان در كتابخانه‌شان شخصاً نشستند آن جا ديگر فوق تعليم است، دارند كتاب مي‌نويسند جاي تحقيق است كه فوق تعليم است. ذات اقدس الهي به همه انبيا مخصوصاً به وجود مبارك خاتم(عليهم آلاف التحية و الثناء) فرمود كه شما كتاب داريد نبوت داريد حكمت داريد همه اينها را من به شما دادم شما يك تعليم عمومي داريد كه ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ﴾[5] است كه با تبليغ آميخته است يك درس هم داريد، آن درس ديگر برای توده مردم نيست.

در سورهٴ مباركهٴ «آل عمران» فرمود: ﴿مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنّاسِ كُونُوا عِبادًا لي مِنْ دُونِ اللّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ﴾؛[6] فرمود هيچ پيامبري از طرف ذات اقدس الهي نيامده و خداي سبحان به آن كتاب و حكمت و سنت و نبوت اين معارف را نداد كه ـ معاذالله ‌ـ آن پيامبر مردم را به خودش دعوت كند؛ مردم را به الله دعوت مي‌ كند. اين دعوت مردم است به الله كه دعوت عمومي است. اما دعوتهاي خصوصي هم انبيا دارند؛ آن دعوتهاي خصوصي برای همانهايي است كه وارثان آنها هستند مي‌گويند شما علماي رباني بشويد. اين علماي رباني شدن را كه به توده مردم نمي‌گويند؛ ﴿وَ لكِنْ كُونُوا رَبّانِيِّينَ﴾؛ يعني همه انبيا آمدند به شاگردان خصوصي خود بگويند عالم رباني بشويد، به توده مردم به همه مردم كه نمي‌گويند كه شما عالم رباني بشويد. ربّاني به كسي مي‌گويند كه هم «شديد الرّبط بالرّب سبحانه تعاليٰ» باشد، يك؛ و هم «شديد التّربيب» با مردم باشد كه بتواند مردم را خوب تربيت كند خوب بپروراند، اين دو؛ اگر كسي اين صبغه را نداشت عالم رباني نيست. وجود مبارك حضرت امير فرمود من جزء علماي رباني هستم از ربانيون هستم و مانند آن ذات اقدس الهي در اين بخش از سوره مباركه «آل عمران» فرمود همه انبيا آمدند، گذشته از اينكه مردم را به خدا دعوت مي‌كنند يك پيام خصوصي دارند و آن اين است كه ﴿كُونُوا رَبّانِيِّينَ﴾؛ چه طور شاگردان انبيا رباني بشوند ﴿بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَ بِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ﴾؛ يك تعليم عمومي داشته باشيد يك درس خصوصي داشته باشيد؛ يعني درس بدهيد. اگر كسي مقداري درس خواند گفت بس است در تعبيرات ديني ما اين است كه اوّلين روز جهل يك عالم آن وقتي است كه بگويد من «فارغ التحصيل» شدم؛ چه حوزوي چه دانشگاهي! همين كه كسي گفت من «فارغ التحصيل» شدم روز جهل او شروع مي‌شود؛[7] مگر آدم مي‌شود «فارغ التحصيل» بشود؟!

فرمود عالم رباني شدن شما به اين است كه ﴿بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ﴾ همين كتابي كه خدا به انبيا داد شما بايد آن را ياد بگيريد آن را تعليم بكنيد؛ حرفهاي ديگر که در جاي ديگر هم است. ﴿وَ بِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ﴾؛ اين ﴿وَ بِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ﴾ براي خواص يا اخص است. وقتي انسان عالم رباني مي‌شود كه بتواند استاد تربيت بكند و هيچ كس نگويد مگر من مي‌توانم به جايي برسم؟! مگر تا حال به اينجا رسيديم در اثر اعتماد به نفس خودمان بود كه يك تعبير ناروايي است يا در اثر فيض اوست ﴿وَ مَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ﴾؛[8] تا اينجا را چه كسي رساند؟ هيچ كس نگويد مگر من مي‌توانم به جايي برسم يا بشوم عالم رباني. تعبير لطيف مرحوم شيخ اشراق اين است كه تاكنون وقف‌نامه‌اي پيدا نشده كه ذات اقدس الهي علم را وقف يك گروه خاص كرده باشد؛ هر از چند گاهي شما ببينيد از فلان روستا شخصيتي بر مي‌خيزد، كدام روستاست كه عالم تربيت نكرد؟! شما در تمام روستاهاي ايران كه مي‌بينيد، مي‌بينيد در هر فرصتي در هر عصري يك شخصيت عظيم از آن روستا برخاسته است؛ يا از اين روستا يا از آن روستا، از اين شهر يا از آن شهر.

بنابراين هيچ كدام از ما نمي‌توانيم بگوييم مگر ما مي‌توانيم به مقام والاي تحقيق برسيم نه‌خير؛ مي‌توانيم براي اينكه تا حال چه كسي ما را آورد از اين به بعد هم مي‌تواند بكند. آنچه وظيفه ماست اين است كه هرگز نگويم ما «فارغ التحصيل» شديم اين اولين روز جهل ماست و شاكر باشيم كه دين مردم به وسيله اين لباس محفوظ است، كار كمي نيست آدم شب و روز بايد شاكر باشد كه هفتاد ميليون مسلمان نگه داشت تاكنون علماي قبلي بودند حفظ آنها بقائاً و همچنين حفظ فرزندان آنها در همين دين به بركت شماها است؛ چه كار كردند روحانيون اين كار است. كاري از اين بالاتر که آدم بشود وارث پيامبر و راهش هم همين است؛ منتها ما مواظب باشيم همان‌طور كه در بعضي از مرام‌نامه‌ها در مدرسه علوي و امثال علوي مطرح است كه به هر حال ما بدانيم اين لباس تقوا است حرمت اين لباس را داشته باشيم طرزي حركت كنيم كه قيام و قعود ما آموزنده باشد، ما چرا نسبت به زيارت آل ياسين نسبت به پيشگاه وليّ‌ّعصر(ارواحنا فداه) كه عرض ادب بكنيم بر نشستن او سلام مي‌فرستيم بر برخاستن او سلام مي‌فرستيم «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُوم‏» براي اينكه نشستن او مؤدبانه است برخاستن او مؤدبانه است، حرف زدن او مؤدبانه است. ما به تك تك شئون وجود مبارك امام زمان در اين زيارت آل ياسين سلام مي‌فرستيم؛ «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ ... السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُد».[9] يك وقت است كسي مي‌نشيند اصلاً معلوم نيست كجا مي‌نشيند چگونه مي‌نشيند، يك وقت است نه سعي مي‌كند «خَيْرُ الْمَجَالِسِ مَا اسْتُقْبِلَ بِهِ الْقِبْلَة»[10] و روي به قبله بنشيند به نام خدا بنشيند به نام خدا برخيزد، حرفي كه باعث طنز باشد ديگري بخندد او اصلاً نگويد. آدم مي‌شود در مجلس بنشيند طوري باشد كه وسيله ضحك ديگري باشد؟! اين بيان نوراني حضرت امير(سلام الله عليه) است در نهج البلاغه به پسرش بگويد پسر! مبادا جوانها جمع شدند تو حرفي بزني ديگري بخندد حيف نيست؛[11] اينها را به ما دستور دادند.

بنابراين راه باز است اينها گوشه‌اي از حقايق دين است كه وجود مبارك اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) در وصف نوراني پيامبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) آمده كه «وَ الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ وَ الُمخْتَصُّ بِعَقَائِلِ كَرَامَاتِهِ» كه ديگر ساير فضايل آن حضرت است. آنچه درباره وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) گفته شده است، درباره وجود مبارك امام صادق هم كه جانشين اوست و خليفه اوست هم صادق است(عليهما و علي ساير اهل البيت آلاف التحية و الثناء).

من مجدداً مقدم شما را گرامي مي‌دارم، اين عيد را تهنيت عرض مي‌كنيم. اميدواريم همه شما مخصوصاً اين عزيزاني كه در اين فرصت طلايي به لباس پربركت روحانيت مفتخر شدند ذات اقدس الهي سعادت و سيادت دنيا و آخرت مرحمت كند! مسئولان محترم مدرسه علوي و ساير مدارس كه طلاب خوبي تربيت كرده و مي‌كنند مشمول ادعيه زاكيه وليّ‌ّعصر(اروحنا فداه) باشند و همه شما و همه ما و همه پيروان قرآن و عترت مشمول دعاي خير امام زمان (ارواحنا فداه) باشيم!

پروردگارا امر فرج وليّ‌ات را تسريع بفرما!

 نظام اسلامي، مقام معظم رهبري، مراجع بزرگوار تقليد، حوزه‌هاي فقهي فرهنگي دانشگاهي، همه را در سايه امام زمان حفظ بفرما!

 دولت و ملت و مملكت را در سايه امام زمان حفظ بفرما!

 جوانها و نوجوانهايمان را در سايه امام زمان هدايت و حمايت بفرما!

 ارواح مؤمنان عالم مخصوصاً امام راحل، شهداي انقلاب و جنگ را در سايه رحمت بي‌انتهايت با انبيا(عليهم السلام) محشور بفرما!

 معلمان ما، ذوي حقوق ما، را با انبيا محشور بفرما!

 خطر بيگانگان مخصوصاً استكبار و صهيونيست را به خود آنها برگردان!

 امنيت كشور اسلامي را تا ظهور آن حضرت حفظ بفرما!

 بين ما و قرآن و عترت در دنيا و برزخ و قيامت جدايي نينداز!

«غفر الله لنا و لكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

 

[1]. نهج البلاغة(للصبحی صالح)، خطبه178.

[2]. سوره آل عمران، آيه33.

[3]. الکافی(ط ـ الإسلامية)، ج1، ص23.

[4]. المحاسن، ج1، ص195.

[5]. سوره بقره، آيه129؛ سوره آل عمران، آيه164؛ سوره جمعه، آيه2.

[6]. سوره آل عمران، آيه79.

[7]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، حکمت85.

[8]. سوره نحل، آيه53.

[9]. المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص569.

[10]. مفتاح الفلاح في عمل اليوم و الليلة من الواجبات و المستحبات (ط ـ القديمة)، ص21.

[11]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، نامه31، ص405 ؛ «إِيَّاكَ أَنْ تَذْكُرَ مِنَ الْكَلَامِ مَا يَكُونُ مُضْحِكاً وَ إِنْ حَكَيْتَ ذَلِكَ عَنْ غَيْرِك‏».


دروس آیت الله العظمی جوادی آملی
  • تفسیر
  • فقه
  • اخلاق