08 06 1989 12784880 شناسه:

جلسه درس اخلاق (1368/03/18)

دانلود فایل صوتی

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهٰذَا وَ مَا کنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لاَ أَنْ هَدَانَا اللَّهُ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی‏ جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين وَ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّين سِيَّمَا خَاتَم الْأَنْبِيَاءِ وَ خَاتَمُ الْأَوْصِيَاء عَلَيْهِما آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء بِهِمْ نَتَوَلَّیٰ ‏وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

ارتحال جانگداز رهبر عزيز و عظيم‌الشأن انقلاب اسلامي را به پيشگاه وليّ عصر(ارواحنا فداه) تعزيت و به ساحت جامعه اسلامي و مسلمانان سراسر جهان بالأخص مردم فداکار ايران اسلامي تعزيت و تسليت عرض مي‌کنم!

تاکنون هر وقت نام شريف امام امت برده مي‌شد با دعاي (دام ظله العالي) بدرقه مي‌شد و هم اکنون با دعاي (رضوان الله عليه) و (قدس الله نفسه الزکيه) بدرقه مي‌شود. در حقيقت امتداد همان ظلّ است چيز ديگري نيست، مردان الهي در همه مقاطع مايه رحمت هستند، خداي سبحان بر يحييٰ(سلام الله عليه) شخصاً سلام مي‌فرستد و به عيسيٰ مسيح(عليه السلام) اجازه مي‌دهد که از طرف خدا بر خود سلام بفرستد، خدا درباره يحييٰ مي‌فرمايد: ﴿وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً﴾[1] و به عيساي مسيح(عليه السلام) اجازه داد که بگويد ﴿وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيّاً﴾[2] انسان صالح سالک که بزرگان از اهل نبوت و معنا, اسوه و قدوه آنها هستند اينها هم کساني هستند که مي‌توان درباره آنها گفت: «وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ مات وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً» يکي از آن بزرگان امام امت بود که به حق مي‌توان گفت حيات او با رحمت خاصه الهي اداره مي‌شد و رحلت او نيز «بشرح ايضاً».

آنچه در اين نوبت مطرح است توضيح کوتاهي در پيرامون وصيت‌نامه آن حضرت است. وصيت دو قسم است: مقداري تمليکي است و يک بخش از آن عهدي است. وصيت تمليکي آن است که همگان دارند که فلان زمين را به چه کسي بدهيد، فلان فرش را به چه کسي بدهيد، فلان باغ و راغ را به چه کسي واگذار کنيد و مانند آن، عمده وصيت عهدي است که عهدي است که شخص در حال حيات با مولاي خود دارد و ديگران را هم به آن عهد دعوت مي‌کند و سر نامگذاري وصيت به عهد هم همين است که در سوره «مريم» فرمود: ﴿لا يَمْلِکونَ الشَّفاعَةَ إِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْدَاً﴾.[3]

از رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) طبق نقل مرحوم کليني(رضوان الله عليه) به ما اين‌‌چنين رسيد است که نبي اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود اگر کسي وصيت نکند آن رادمردي را و آن عقل را و آن فتوت و جوانمردي را کم نهاد، عرض کردند: يا رسول الله! چگونه وصيت کند؟ فرمود وقتي که پايان عمر کسي فرا مي‌رسد و ديگران به حضور او آمدند، اين‌‌چنين بگويد: «اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الرَّحْمَنَ الرَّحِيمَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْهَدُ إِلَيْک فِي دَارِ الدُّنْيَا أَنِّي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَک لَا شَرِيک لَک وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُک وَ رَسُولُک وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ أَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ أَنَّ الْحِسَابَ حَقٌّ وَ الْقَدَرَ وَ الْمِيزَانَ حَقٌّ وَ أَنَّ الدِّينَ کمَا وَصَفْتَ وَ أَنَّ الْإِسْلَامَ کمَا شَرَعْتَ وَ أَنَّ الْقَوْلَ کمَا حَدَّثْتَ وَ أَنَّ الْقُرْآنَ کمَا أَنْزَلْتَ وَ أَنَّک أَنْتَ اللَّهُ الْحَقُّ الْمُبِينُ جَزَی اللَّهُ مُحَمَّداً ص خَيْرَ الْجَزَاءِ وَ حَيَّا اللَّهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ بِالسَّلَامِ اللَّهُمَّ يَا عُدَّتِي عِنْدَ کرْبَتِي وَ يَا صَاحِبِي عِنْدَ شِدَّتِي وَ يَا وَلِيَّ نِعْمَتِي إِلَهِي وَ إِلَهَ آبَائِي لَا تَکلْنِي إِلَی نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً فَإِنَّک إِنْ تَکلْنِي إِلَی نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَقْرُبْ مِنَ الشَّرِّ وَ أَبْعُدْ مِنَ الْخَيْرِ فَآنِسْ فِي الْقَبْرِ وَحْشَتِي وَ اجْعَلْ لِي عَهْداً يَوْمَ أَلْقَاک مَنْشُورا»[4] اين خلاصه عهدي است که رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود انسان اين‌‌چنين با خداي خود تعهد مي‌سپارد و آنچه که در وصيتنامه امام امت(رضوان الله تعالي عليه) آمده است در آن پيشگفتار آن که قسمت مهم است همين است و بقيه هم به منزله شرح آن پيشگفتار است; او تعهد به توحيد مي‌سپارد، تعهد به معاد و تعهد به برزخ و تعهد به حقانيت وحي و کتاب و سنت و رسالت عامه و خاصه و مانند آن مي‌سپارد که رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود اين‌‌چنين وصيت کنيد. خود نبي اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) برابر همين وصيت کرد و اميرالمؤمنين و ائمه(عليهم آلاف التحية و الثناء) اين‌‌چنين وصيت کردند.

مهم‌ترين و بهترين بخش وصيت همين وصيت‌هاي عهدي است، از امام صادق(سلام الله عليه) رسيده است فرمود: «إِنْ أُجِّلْتَ فِي عُمُرِک يَوْمَيْنِ فَاجْعَلْ أَحَدَهُمَا لِأَدَبِک لِتَسْتَعِينَ بِهِ عَلَی يَوْمِ مَوْتِک‏»[5] فرمود اگر دو روز مهلت پيدا کردي يک روز را براي کارهاي مرگ و بعد از مرگ خود انتخاب بکن. به امام صادق(سلام الله عليه) عرض کردند که ما چگونه براي جريان مرگمان مدد بگيريم؟ فرمود نسبت به آيندگان و تدبير آنها اظهار نظر کنيد، کاري بکنيد که آنها را خوب اداره کنند، حسن تدبير درباره کساني که بعد از شما مي‌مانند اين استعانت به جريان مرگ است و انسان تا مي‌تواند وصي خود باشد، خود را وصي خود قرار بدهد که کارها را در زمان حيات انجام بدهد و مشکلاتي را براي ديگران واگذار نکند. از امام صادق(سلام الله عليه) رسيده است که فرمود شما اگر بتوانيد وصي خودتان باشيد اوليٰ است «کنْ‏ وَصِيَ‏ نَفْسِک‏». اين کلمه «کنْ‏ وَصِيَ‏ نَفْسِک‏» هم در سخنان اميرالمؤمنين(عليه السلام) آمده است[6] هم در سخنان امام صادق(سلام الله عليه)[7] کسي به حضور امام ششم شرفياب شد، عرض کرد: «أَوْصِنِي فَقَالَ أَعِدَّ جَهَازَک وَ قَدِّمْ زَادَک وَ کنْ وَصِيَّ نَفْسِک وَ لَا تَقُلْ لِغَيْرِک يَبْعَثُ إِلَيْک بِمَا يُصْلِحُک‏» وقتي کسي به حضور امام ششم شرفياب شد عرض کرد مرا وصيت کنيد! فرمود به اينکه وسيله سفرت را فراهم بکن، جهازت را آماده بکن، زاد و توشه‌ات را قبلاً بفرست و وصيّ خودت خودت باش، مبادا بگويي که ديگران کاري براي تو انجام بدهند که تو را به صلاح تو باشد با دست خود تا زنده‌اي کارهاي خود را انجام بده. اينها خطوط کلي درباره وصيت است.

بر همين اساس رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) وصيت کرد و مهمترين وصيت آن حضرت اين بود که «إِنِّي تَارِک فِيکمُ الثَّقَلَيْنِ کتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي»[8] قرآن را و اهل بيت را رعايت کنيد قرآن بخوانيد و بفهميد و عمل کنيد و احکام آن را اجرا کنيد و حدود آن را حفظ کنيد و معارف آن را منتشر کنيد به اهل بيت(عليهم السلام) اقتدا کنيد، سخنان آنها را درک کنيد، آنها را امامتان بدانيد، پيروي آنها را فضيلت بشماريد، آنها را اُسوه بدانيد و مانند آن. سخنان ديگري که از نبي اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) نقل شده است در حقيقت شرح همين وصيت و اصل است؛ يعني اينکه فرمود «أَلَّا تَعْلُوا عَلَی اللَّهِ فِي عِبَادِهِ وَ بِلَادِه»‏[9] و اينکه فرمود دار آخرت براي کسي است که در دنيا اهل اعتلا و برتري و جاه‌طلبي نباشد;[10] همه قسمت‌هاي ديگري که از نبي اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) رسيده است در حقيقت شرح همين يک جمله است «إِنِّي تَارِک فِيکمُ الثَّقَلَيْنِ کتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي» اصل وصيت عهدي نبي اکرم قرآن و عترت طاهره بود.

نوبت به اميرالمؤمنين علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب(عليه افضل صلوات المصلين) که رسيد در آن وصيتنامه معروف خود فرمود: «أَقِيمُوا هَذَيْنِ الْعَمُودَيْنِ وَ أَوْقِدُوا هَذَيْنِ الْمِصْبَاحَيْن‏»؛[11] يعني اين دو ستون را محکم حفظ کند و اين دو چراغ و نورافکن قوي را همچنان افروخته نگه بداريد: يکي قرآن، يکي سنت رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) که آن سنت به صورت عترت طاهره تجلي کرده است و ساير فرازهاي وصيت حضرت امير(سلام الله عليه) تقريباً شرح همين دو جمله است; قرآن و عترت. پس اگر وصيت پيغمبر است قرآن و عترت است، اگر وصيت علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب است قرآن و عترت است، اگر وصيت امامان ديگر است قرآن و عترت است، اگر وصيت صديقه طاهره(صلوات الله عليها) است قرآن و عترت است، اينها وصيت‌هاي عهدي معصومين ما (عليهم الصلاة) است.

اما ببينيم امام بزرگوار ما چگونه وصيت کرده است؟ او هم از اين جهت که نائب وليّ عصر است، عبد صالح سالک است، پيرو قرآن و عترت است، او هم در آغاز وصيتنامه سياسي، الهي‌ خود در آن پيشگفتار رسمي‌ خود هر چه سخن گفت درباره قرآن و عترت سخن گفت، درباره تعظيم قرآن و عترت سخن گفت، بزرگداشت معناي قرآن، عمل به قرآن, اجراي حدود قرآن، حفظ و نشر قرآن سخن گفت. بزرگداشت مکتب عترت در سوگ سالار شهيدان ماتم‌سرايي کردن، اهل بيت را گرامي داشتن، براي آنها در مواليد و وفيات آنها حرمتی خاص قائل شدن، اينها را در چند صفحه مطرح کردند. سخني امام امت جز سخن نبي اکرم و علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب و ائمه معصومين(عليهم الصلاة و عليهم السلام) نداشت، شما وقتي پيشگفتار حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) را بررسي مي‌کنيد، مي‌بينيد شرح همين جمله علوي است که فرمود: «أَقِيمُوا هَذَيْنِ الْعَمُودَيْنِ وَ أَوْقِدُوا هَذَيْنِ الْمِصْبَاحَيْن‏» و شرح همان حديث معروف «ثقلين» است که نبي اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «إِنِّي تَارِک فِيکمُ الثَّقَلَيْنِ کتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي» بقيه آن وصيتنامه مبسوط که جمعاً سي صفحه است شرح همين پيشگفتار است؛ مثل اينکه ساير وصيت‌هاي حضرت علي(سلام الله عليه) شرح همين دو جمله است و ساير سخنان رسول خدا(صلّي الله عليه و آله و سلّم) شرح همان يک جمله است که «إِنِّي تَارِک فِيکمُ الثَّقَلَيْنِ کتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي».

و وصي آن حضرت جامعه اسلامي در سراسر جهان است چه اينکه اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) فرمود: «أُوصِيکمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي(أو وُلدِي) وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ کتَابِي»؛[12] فرمود وصيت من تنها متوجه امام حسن و امام حسين يا اهل بيت من نيست، نسبت به تمام کساني است که اين کتاب من و اين وصيت نامه به آنها مي‌رسد، امام امت(رضوان الله تعالي عليه) وصيت‌ او تنها به گروه خاص نبود، تنها مردم ايران اسلامي نبود، گرچه بيش از هر کسي مردم فداکار ايران اسلامي موظف هستند اين وصيتنامه را بخوانند و عمل کنند؛ اما به جامعه بشريت بود، به جهان اسلام بود، به جامعه بيش از يک ميلياردي جهان قرآن و سنت رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) بود، بلکه از اين وسيع‌تر به جامعه بشريت بود، او همه فِرق را وصيت کرد، خواه آنها که بينش الهي دارند، خواه آنها که بينش الهي ندارند، آنها را هم وصيت کرد که درست بينديشند، در کارشان تجديدنظر کنند، در مکتبشان تجديدنظر کنند.

شما وقتي بيانات رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) را ببينيد مي‌بينيد که بعد از آن متن او را باز کرده است، شرح مبسوطي داده است، فرمود: «أَحْيُوا الْحَق‏»[13] حق را احيا کنيد و از قرآن و عترت جلو نيفتيد که متفرق می‌شويد، قصور هم نکنيد که هلاکت دامنگيرتان مي‌شود، اگر خواستيد متحد باشيد بايد معيار وحدت داشته باشيد، معيار وحدت قرآن است و عترت. اين سخن در وصيت رسول الله بود، در وصيت علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب(عليهما افضل صلوات المصلين) بود، در وصيت امام امت هم هست، ما را به وحدت دعوت کرده است؛ اما در سايه قرآن و عترت; ما را به حفظ نظام اسلامي که امانت الهي است دعوت کرده است، ولي در سايه قرآن و عترت; ما را به حفظ حدود و مرزهاي اسلامي وصيت کرده است؛ اما در سايه قرآن و عترت. وظيفه ارتش و سپاه را مشخص کرد، وظيفه دولت را مشخص کرد، وظيفه مجلس را مشخص کرد، وظيفه قوه قضائيه را مشخص کرد، شوراي نگهبان را به وظايفشان آشنا کرد، همه ارگان‌ها و نهادهاي انقلابي و اداري و دولتي را رهنمود داد، فرد فرد امت فداکار ايران اسلامي را هدايت کرد در سايه قرآن و عترت; حفظ حدود و مرزها را بر همه واجب کرده است در سايه قرآن و عترت.

شما مي‌بينيد وقتي آن وصيتنامه رسمي حضرت امير(سلام الله عليه) که در نهج‌البلاغه آمده است وقتي خوب بررسي مي‌کنيد مي‌بينيد همه آنها شرح همين يک جمله است که «أَقِيمُوا هَذَيْنِ الْعَمُودَيْنِ وَ أَوْقِدُوا هَذَيْنِ الْمِصْبَاحَيْن‏»؛ يعني اين دو نورافکن را هميشه روشن نگه بداريد قرآن و عترت, قرآن و سنت معصومين(عليهم السلام)، آنگاه ما را به ساير امور وصيت کرد.

وقتي که اواخر عمر نبي اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرا مي‌رسد به مسجد مي‌رود، سخناني مي‌گويد که شرح همين دو جمله است، يک نماز سبکي مي‌خواند، آخرين نمازي که رسول الله خوانده است يک نماز سبکي بود، وقتي ما از نمازهاي آخر امام امت با خبر مي‌شويم متذکر نمازهايي که رسول اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) در اواخر عمر خواندند مي‌شويم. متوجه آخرين حالات حضرت امير(سلام الله عليه) مي‌شويم. شما در پايان وصيتنامه حضرت امام ديديد من با قلبي اميدوار و ضميري روشن و دلي آرام از شما خداحافظي مي‌کنم به جوار رحمت حق مي‌روم، اين سخن رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) را تداعي مي‌کند، گرچه انسان از آن جهت که بنده خدا است، موظف است همواره بنالد و بگويد «سِلَاحُهُ‏ الْبُکاء»[14] آن نماز شب او در حال بيماري بر روي تخت بيمارستان نشانه بندگي خالص ايشان است؛ اما وقتي ارتحال آن حضرت نزديک شد عرض کردند کجا مي‌رويد؟ فرمود: «وَ الْمُنْقَلَبُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی سِدْرَةِ الْمُنْتَهَی وَ جَنَّةِ الْمَأْوَی وَ الْعَرْشِ الْأَعْلَی وَ الْکأْسِ الْأَوْفَی وَ الْعَيْشِ الْمُنْتَهَی‏»[15] من به عرش مي‌روم, من به «سدرة المنتهي» مي‌روم, آن «کأس اوفي» و «قدح اوفي» که احدي بر او استحضار ندارد به من مي‌چشانند که ﴿وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَرابًا طَهُورَاً﴾[16] اينها از جاي خود با خبر هستند، رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) از آن جهت که بنده است مرتب استغفار مي‌کند، ولي قلبي اميدوار دارد. نوبت به اميرالمؤمنين علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب است (عليه افضل صلوات المصلين) دخترش در کنار او است و اشک مي‌ريزد اميرالمؤمنين(صلوات الله عليه) فرمود: چرا اشک مي‌ريزي؟ عرض کرد من شما را در اين حال مي‌بينم که سمّ در شما اثر کرده است، فرمود اگر مي‌ديدي آنچه را که من مي‌ديدم اشک نمي‌ريختي، عرض کرد پدر بزرگوار شما چه مي‌بيني؟ فرمود: «علي صفوف الانبياء و الملائکة» من مي‌بينم همه ملائکه صف بستند، همه انبيا صف بستند به انتظار من هستند، فرشته‌ها صف بستند، انبيا صف بستند، اوليا صف بستند،[17] اشک ندارد، اينها از آينده‌شان با خبر بودند. شما در پايان وصيتنامه سي صفحه‌اي امام امت که خداي سبحان او را مهمان پيغمبران کند، مهمان علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب کند، مهمان ائمه هداة المهديين(عليهم صلوات الله اجمعين) بکند، فرمود من با دلي روشن, اميدوار، آرام، مطمئن رحلت مي‌کنم، اين همان است که «وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ مات وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً» اين همان است، هيچ نگراني ندارد، هيچ افسوسي ندارد، اين‌‌چنين است.

بنابراين بر فرد فرد ما لازم است اين نظام اسلامي را با عنوان حفظ وصيت امام امت نگهداري کنيم. رهبري انقلاب را, ارگان‌هاي انقلاب را، همه ارگان‌هاي رسمي را با اتحاد، با وحدت، با صميميت حفظ کنيم. عزيزان مرزدارمان را همچنان دعا کنيم و تقويت کنيم، دولت را، خدمتگزاران دولت را، خدمتگزاران نظام اسلامي را، دست اندرکاران نظام اسلامي را دعا کنيم، تأييد کنيم, مقام معظم رهبري را دعا کنيم، تأييد کنيم, يکديگر را بيش از پيش با صفا و صميميت دوست داشته باشيم و بپذيريم.

شما در مراسم نماز آن حضرت شرکت کرديد و ديده‌ايد، ميليون‌ها مردم از سراسر ايران اسلامي شرکت کردند مردم فداکار تهران, مردم فداکار ايران اسلامي, خاندان معظم شهدا و اسرا و مفقودين و جانبازان حضور پيدا کردند تا در کمال جلال و جمال و شکوه بدن مطهر او را وداع کردند، اين هم از سنت پيامبر اسلام است، سه روز بدن مطهر رسول الله را دفن نکردند تا طبقات گوناگون بيايند با پيغمبرشان وداع کنند، اين نائب وليّ عصر هم اين‌‌چنين بود، همه مردم آمدند با بدن مطهر او وداع کردند.

رسول خدا به علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب(عليهما الصلاة و عليهما السلام) فرمود: يا علي! اول کسي که بر من صلات و سلام دارد خدا است، بعد فرشته‌ها هستند: ﴿إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِکتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ﴾[18] درباره نماز بر بدن مطهر رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) بود همه اين مراسم بود، مردم هم، در هنگام وداع پيکر مطهر هم نماز گذاشتن بر پيکر مطهر و هم در کنار مزار او انجام وظيفه کردند و مي‌کنند و اين سنت بايد باشد، اينها بزرگداشت آن مقام است از طرفي; تحکيم نظام است از طرف ديگر و مردم خود را مديون امام امت مي‌دانند، کسي که عمري براي اينها زحمت کشيد بعد در وصيتنامه فرمود اگر قصور يا تقصيري در من ديديد مرا مي‌بخشيد، ‌کسی که بيش از يک ميليارد بشر را زنده کرده است مي‌فرمايد اگر يک خدمتگزار کوچکي رحلت کرده است و از دست شما رفته است شما همچنان بنيان مرصوص خواهيد بود، اينها همه بود.

اميرالمؤمنين به رسول الله عرض کرد من چگونه بدن مطهر شما را شستشو کنم، فرمود کساني هستند يا علي که تو را کمک بکنند. مرحوم کليني نقل کرد که رسول الله به اميرالمؤمنين(عليهم السلام) فرمود: «قَالَ لِعَلِيٍّ ع‏ إِذَا مِتُّ فَاسْتَقِ سِتَّ قِرَبٍ مِنْ مَاءِ بِئْرِ غَرْسٍ فَغَسِّلْنِي وَ کفِّنِّي وَ حَنِّطْنِي فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ غُسْلِي‏» آنگاه قبل از دفن اين‌‌چنين فرمود که «فَخُذْ بِجَوَامِعِ کفَنِي وَ أَجْلِسْنِي ثُمَّ سَلْنِي عَمَّا شِئْتَ فَوَ اللَّهِ لَا تَسْأَلُنِي عَنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا أَجَبْتُک فِيه‏»[19]‏ فرمود يا علي! بعد از ارتحال من من را غسل مي‌دهي، با حنوت بهشتي تحنيت مي‌کني، کفن مي‌کني، وقتي کفن کردي اطراف کفن مرا مي‌گيري، مرا مي‌نشاني، وقتي من نشستم هر چه خواستي بپرس و هر چه سؤال کردي من جواب مي‌دهم. از امام صادق(سلام الله عليه) سؤال کردند آيا اميرالمؤمنين به اين وصيت عمل کرد يا نه؟ فرمود آري! رسول الله را نشاند هر چه خواست سؤال کرد و هر چه جواب داد، حضرت امير(سلام الله عليه) يادداشت کرد، علم اينها اين‌‌چنين است، بدن مطهرشان اين ‌طور بود، در کمال جلال و شکوه اين بدن‌ها دفن شد؛ اما همه اينها از يک طرف، آنگاه روشن مي‌کند که چرا امام امت در آن پيشگفتار وصيت خود ما را به گراميداشت سوگ ائمه(عليهم السلام) مخصوصاً حسين بن علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب واداشت.

آن تجليلي که از رسول خدا و ساير ائمه(عليهم السلام) رسيده است، آن تجليلي که از امام امت اين مردم فداکار ايران اسلامي به عمل آوردند که خداي سبحان به فرد فرد اينها عزت, عظمت, سعادت دنيا و آخرت مرحمت بکند همه اينها آن سانحه جانگداز سالار شهيدان حسين بن علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب را در خاطره‌ها احيا مي‌کند که اجازه ندادند اين بدن مطهر را دفن کنند, اجازه ندادند اين بدن مطهر را به خاک بسپارند. شما ديديد در تمام مراحل اين امت فداکار انجام وظيفه کرده است، خود را به قبر امام مي‌انداختند، تبرک مي‌جستند، البته کمتر امامزاده‌اي در اين قرن‌ها و عصرها برکاتي همچون امام امت داشته باشد، از سلاله پاک انبيا و اوليا است، از سلاله پاک رسول خدا و اميرالمؤمنين و ائمه معصومين(عليهم السلام) است، امامزاده‌اي است که خداي سبحان در عصر او بهترين معجزه را که پيروزي اسلام بود، استقرار نظام اسلامي بود به دست مردم فداکار ايران اسلامي به رهبري حضرت‌اش آن معجزه را فقط خداي سبحان اجرا کرده است، امامزاده‌اي است از امامزاده‌هاي ديگر يقيناً کم ندارد، سخن از امامزاده‌هاي بلافصل نيست، ساير امامزاده‌ها بعيد است هم به اين مقام علمي هم به اين مقام عرفاني هم به اين مقام فقاهت هم به اين مقام شجاعت هم به اين مقام فداکاري رسيده باشند و خداي سبحان دين او را به دست اين امامزاده و به دست اين وليّ حق و به دست اين عبد صالح سالک احيا کرده است؛ اما همه اينها از برکات سالار شهيدان است که «لَا يَوْمَ کيَوْمِک يَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»![20] آن وقت زينب و زين‌العابدين و ساير خاندان عصمت و طهارت از کنار اين بدن بي‌سر عريان گذشتند و قدرت دفن نداشتند؛ ولي در آن حالي که مي‌خواستند دفن بکنند وجود مبارک امام سجاد(سلام الله عليه) به بني‌اسد فرمود ساير بدن‌ها را بياوريد در پايين پاي ابي‌عبدالله دفن کنيد آماده کردند، نوبت به بدن مطهر خود سالار شهيدان که رسيد فرمود کنار برويد من شخصاً بايد اين بدن را دفن کنم، اگر عرض مي‌کردند شما چگونه اين بدن را دفن مي‌کنيد «إِنَّ مَعِي مَنْ يُعِينُنِي‏»؛[21] با من کساني هستند که مرا کمک کنند، اماما! ما داريم به وصيت تو عمل مي‌کنيم، فرمودي نام حسين بن علي را گرامي بداريد، فرموديد کربلا را زنده نگه بداريد، فرموديد در سوگ او اشک بريزيد، تحمل ضايعه جانگداز براي ما بسيار دشوار است! اميرالمؤمنين فرمود مرگ پيغمبر مرا پير کرده است بعد از مدت‌ها به حضرت علي عرض کردند، چرا خضاب نمي‌کني؟ فرمود «نَحْنُ قَوْمٌ فِي مُصِيبَة»[22] ما مصيبت زده‌ايم، فرمود اين مصيبت اگر بر سلسله جبال وارد مي‌شد کوه‌ها از حمل آن عاجز بودند. علي ‌بن ‌ابي‌‌طالب نمي‌تواند مصيبت رسول الله(صلّي الله عليه و آله و سلّم) را تحمل کند، تو هم براي ما نائب امام بودي و امام امت‌مان بودي, تحمل مصيبت تو واقعاً براي ما دشوار است، بسيار سخت است! ما اين نظام را اين برکت را از تو داشتيم و داريم، بسيار سخت است و براي اينکه اين سختي را تحمل کنيم به آن صدر وصيت‌ تو عمل مي‌کنيم، خودت فرمودي نام حسين بن علي را, سوگ حسين بن علي را ماتم و اشک حسين بن علي را عزاي حسين بن علي(صلوات الله و سلامه عليه) را احيا کنيد، ما داريم اطاعت مي‌کنيم، امام سجاد به بني‌اسد فرمود با من کساني هستند که مرا ياري کنند، تنها به قبر رفت. مستحب است وقتي مُرده را در قبر مي‌گذارند کفن را از صورت او باز کنند، صورت او را به خاک بگذارند بگويند پروردگارا! بنده تو مهمان تو است «اللَّهُمَّ عَفْوَک عَفْوَک‏»[23] اين کار را درباره همه کردند، درباره امام امت کردند، درباره ديگران کردند؛ اما امام سجاد اين کار را با سر مطهر پدر بزرگوار خود چگونه کرد؟ نمي‌دانم! آيا توانست در قبر کفن از صورت پدر بردارد و صورت حسين بن علي را به روي خاک بگذارد، بدني که سر ندارد، حسين بن علي که سر در بدن نداشت، امام سجاد با اين امر چه کرد؟! هيچ راهي نداشت مگر اينکه از قبر بيرون آمد خاک روي اين بدن مطهر ريخت با انگشت مقدس روي قبر حسين بن علي(صلوات الله و سلامه عليه) نوشت «هذا قَبرُ حُسَينِ بنِ عَلِیِ بنِ أبى طالِبٍ الَّذی قَتَلوهُ عَطشاناً غَريباً»[24] اين قبر حسين است که در کنار اين آب او را با لب تشنه شهيد کردند!

«السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه»!

پروردگارا تو را به عزت و عظمتت قسم، تو را به رحمت بي‌انتهايت قسم، امام عزيزمان را مهمان حسين ‌بن‌ علي و ائمه اطهار(عليهم الصلاة و عليهم السلام) قرار بده!

پروردگارا تو را به عزت مطلقه‌ات، تو را به رحمت مطلقه‌ات قسم! امام عزيزمان را با انبيا و اوليا محشور بفرما!

روحش که عالي است متعالي بفرما!

درجه‌اش که عالي است متعالي بفرما!

پروردگارا اهداف عاليه او را همچنان تا ظهور وليّ خود مستدام و محفوظ بدار!

تاکنون خدايا دعا کرديم اماممان را تا ظهور حضرت حفظ بکن، الآن دعا مي‌کنيم هدف او را، آرمان او را، ايده‌ او را، مقصد او را، مقصود او را، راه او را، نيت او را، اراده او را، اخلاص‌ او را تا ظهور وليّ‌ خود (ارواحنا فداه) همچنان حفظ بفرما!

خدمتگزاران نظام اسلامي, رهبري معظم, ارگان‌هاي دولتي، فرد فرد دولت خدمتگزار, ارتش, سپاه, بسيج همه را در سايه عنايت‌هاي وليّ خود همچنان مؤيد و موفق و مظفر و منصور بفرما!

فرد فرد ايران اسلامي, افراد متدين, فداکار، خاندان معظم شهدا, اسرا، مفقودين، کساني که از دور و نزديک در مراسم بزرگداشت تدفين و تجهيز و تشييع پيکر پاک مطهر حضرت امام قدمي برداشتند، خدايا به عزت و عظمتت بر سعادت اينها در دنيا و آخرت بي‌افزاي!

همه ما را حق‌شناس اين مردم فداکار قرار بده!

خودت پاداش اينها را در دنيا و آخرت مضاعف بفرما!

پروردگارا ارواح مؤمنين, علما، معلمين، مؤلفين علوم الهي، شهداي اسلام را با اوليايت محشور بفرما!

خطر توطئه‌گران را به خود آنها برگردان!

بين ما و قرآن و عترت در دنيا و برزخ و قيامت جدايي نينداز!

پايان امور همه را به خير و سعادت ختم بفرما!

پروردگارا بيت معظم حضرت امام را همچنان معزّز و محترم و مَکرَّم بدار!

صبر جميل به همه آنها مخصوصاً به خاندان معظم ايشان مرحمت بفرما!

«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

 

[1]. سوره مريم, آيه15.

[2]. سوره مريم, آيه33.

[3]. سوره مريم, آيه87.

[4]. الكافي (ط ـ الإسلامية)، ج‏7، ص2.

[5]. الكافي (ط ـ الإسلامية)، ج‏8، ص150.

[6]. نهج البلاغة، (صبحي صالح)، حکمت254.

[7]. الکافي(ط ـ الاسلامية)، ج7، ص65.

[8]. دعائم‌الاسلام، ج1، ص28؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص62.

[9]. الأمالي, (شيخ طوسي)، ص207.

[10]. ر.ک: سوره قصص, آيه83; ﴿تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ.

[11]. نهج البلاغه، (صبحي صالح)، خطبه149.

[12]. نهج البلاغه، (صبحي صالح)، نامه47.

[13]. من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص163.

[14]. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص850.

[15]. الأمالي, (شيخ طوسي)، ص207.

[16]. سوره انسان, آيه21.

[17]. ر.ک: الأمالي (مرحوم صدوق)، ص318 ـ 319؛ «دَخَلْتُ عَلَی أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فِي مَرَضِهِ الَّذِي قُبِضَ فِيهِ فَحَلَّ عَنْ جِرَاحَتِهِ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا جَرَحَكَ هَذَا بِشَيْ‏ءٍ وَ مَا بِكَ مِنْ بَأْسٍ فَقَالَ لِي يَا حَبِيبُ أَنَا وَ اللَّهِ مُفَارِقُكُمُ السَّاعَةَ قَالَ فَبَكَيْتُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ بَكَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ وَ كَانَتْ‏ قَاعِدَةً عِنْدَهُ فَقَالَ لَهَا مَا يُبْكِيكِ يَا بُنَيَّةِ فَقَالَتْ ذَكَرْتُ يَا أَبَتِ أَنَّكَ تُفَارِقُنَا السَّاعَةَ فَبَكَيْتُ فَقَالَ لَهَا يَا بُنَيَّةِ لَا تَبْكِيِنَّ فَوَ اللَّهِ لَوْ تَرَيْنَ مَا يَرَی أَبُوكِ مَا بَكَيْتِ قَالَ حَبِيبٌ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا الَّذِي تَرَی يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ يَا حَبِيبُ أَرَی مَلَائِكَةَ السَّمَاوَاتِ وَ النَّبِيِّينَ [وَ الْأَرَضِينَ‏] بَعْضَهُمْ فِي أَثَرِ بَعْضٍ وُقُوفاً إِلَی أَنْ تَتَلَقَّوْنِي وَ هَذَا أَخِي مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ص جَالِسٌ عِنْدِي يَقُولُ أَقْدِمْ فَإِنَّ أَمَامَكَ خَيْرٌ لَكَ مِمَّا أَنْتَ فِيهِ قَالَ فَمَا خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ حَتَّی تُوُفِّيَ ع ...».

[18]. سوره احزاب، آيه56.                                                                                                                                                                          

[19]. الكافي (ط ـ الإسلامية)، ج‏1، ص297.

 .[20]الأمالي, (مرحوم صدوق)، ص116.

[21]. مقتل الحسين عليه السلام، المقرّم، ج1، ص320؛ معالي السبطين، ج۲، ص۳۸.

[22]. نهج البلاغة، (صبحي صالح)، حکمت473.

[23]. وسائل الشيعة، ج‏3، ص181; «تَقُولُ اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ اصْعَدْ بِرُوحِهِ إِلَيْكَ وَ لَقِّنْهُ مِنْكَ بُرْهَاناً اللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَك‏».

[24]. مقتل الحسين، للمقرّم، ص416؛ الدمعة الساكبة، ج5، ص13.

​​​​​​​


دروس آیت الله العظمی جوادی آملی
  • تفسیر
  • فقه
  • اخلاق