پایگاه اطلاع رسانی اسراء: 
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در پیام به نخستین جایزه جهانی امام خمینی (ره) با بیان اینکه امام راحل(ره) يکی از شاگردان دودمان وحی و نبوت است و رهآوردی دارد که انسان نه بيراهه برود و نه راه کسی را ببندد و نه ستم بپذيرد و نه ستم بکند.
ایشان بیان داشتند: امام راحل(رضوان الله تعالي عليه) يکي از شاگردان دودمان وحي و نبوتاند و آنچه وجود مبارک پيامبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) به عنوان ره آوردي براي جامعه جهاني آورد، نموداري از آن را امام راحل در ايران اسلامي اولاً و براي جهان ثانياً تدارک ديدند و ره آوردي دارند که اميدواريم آن نظم فکري که انسان نه بي راهه برود و نه راه کسي را ببندد، نه ستم بپذيرد و نه ستم بکند، نه جاهلانه زندگي کند نه جهل را ترويج کند، نه با جهالت به سر ببرد نه جهالت را تشويق کند حاصل شود؛ به اميد آن روز!
معظم له گفتند: جهلزدايي لازم است ولي کافي نيست، جهالتزدايي لازم است ولي کافي نيست، نظام جاهليت بايد برطرف بشود، تا روزی برسد که إنشاءالله ما جهانی پر از عدل و داد داشته باشيم.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
«الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين و الأئمة الهداة المهديين و فاطمة الزهراء بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّء إلي الله».
مقدم شما خردمندان، فرهيختگان، فرزانگان و دانشوران داخلي و خارجي و بينالمللي را ارج مينهيم و از بزرگواراني که در آماده سازی اين مراسم بزرگ تلاش و کوشش کردند، حقشناسي ميکنيم و از امام راحل(رضوان الله تعالي عليه) که ره آورد ماندني را بهره جامعه بشري مخصوصاً ايران اسلامي کردند، حقشناسي ميکنيم!
از همه بزرگواراني که با ايراد مقال يا ارائه مقالت بر وزن علمي اين نشست افزوده و ميافزايند سپاسگزاريم و از همه بزرگواران و خردمنداني که اين مراسم را تهيه کردند و تدارک ديدند حقشناسي ميکنيم!
اميدواريم روزي، بهترين جايزه امام راحل نسبت به جهان کنوني، برقراري عدل و صلح باشد که جامعهاي بياسرائيل و جامعهاي بيجنگ جهاني اول و دوم داشته باشيم؛ به اميد آن روز!
امام راحل(رضوان الله تعالي عليه) يکي از شاگردان دودمان وحي و نبوتاند و آنچه وجود مبارک پيامبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) به عنوان ره آوردي براي جامعه جهاني آورد، نموداري از آن را امام راحل در ايران اسلامي اولاً و براي جهان ثانياً تدارک ديدند و ره آوردي دارند که اميدواريم آن نظم فکري که انسان نه بي راهه برود و نه راه کسي را ببندد، نه ستم بپذيرد و نه ستم بکند، نه جاهلانه زندگي کند نه جهل را ترويج کند، نه با جهالت به سر ببرد نه جهالت را تشويق کند حاصل شود؛ به اميد آن روز!
اما امام چه آورده است که چنين جايزهاي پيامدهاي اوست؟ امام دو کار فرعي کرد و يک کار اصلي. یک کار فرعياش، ترويج فرهنگ اسلامي بود در داخله ايران؛ هم در حوزهها و هم در دانشگاهها؛ علوم حوزوي را از يک سو و علوم دانشگاهي را از سوي ديگر گسترش داد تشويق کرد دعوت کرد هدايت و رهبري کرد. هم شاگردپروري کرد هم طرح ارائه داد هم تبليغ کرد. درباره جهان هم جهان را يکسان ميديد و آگاه بود که جهان، يک حقيقت بيش نيست و نگهبان و نگهدار جهان، يک حقيقت بيش نيست و جوامع بشري برادر هماند. همان طوري که يک بيماري واگيردار اگر در جايي ظهور کرد، واگير ميشود و کل جهان را درگير ميکند، اخلاق ناروا، ظلم و ستم اسرائيلي و مانند آن هم اگر درمان نشود، فراگير ميشود و عالمگير.
انسان چند حقيقت نيست. اينکه ميبينيم اگر يک بيماري آمد اگر کرونايي آمد، سريعاً گسترش پيدا ميکند، چون اين هشت ميليارد يا بيشتر بشري که هستند، همنوعاند همساناند همصنفاند بيماريشان مشترک است درمانشان مشترک است. اخلاق هم اينچنين است؛ اگر _خداي ناکرده_ فکر جنگ جهاني اول و دوم در مقطعي بود، بعد بخواهد ظهور کند، اين واگير است و کل جهان را به هم ميزند و اگر جريان غزه _معاذ الله_ بخواهد گسترش پيدا بکند، کل جهان را به هم ميزند. امام راحل حرفي که آورد اين است که انسان يک حقيقت است و يک مبدأ دارد که هو الله و يک منتها و معاد دارد که روز پاداش است و براي اين کار، نظامي تشکيل داد و آن نظام امامت و امت است.
نظام امامت و امت غير از جهلزدايي حوزهها و دانشگاهها و مراکز فرهنگي است و غير از جهالتزدايي مراکز تبليغي و تربيتي و تهذيب نفس مسجدها و حسينيهها و مراکز ديني است. جهلزدايي، کار حوزه و دانشگاه است که چيز بسيار خوبي است و جهالتزدايي، کار مساجد و هيئات و نمازهای جمعه و جماعتها و سخنرانيهاي مذهبي و نوشتن کتابهاي عالمانه اخلاقي و مانند آنهاست که اينها هم کارهای بسيار خوبی است. همه اينها لازم است و همه اينها را امام آورده تشويق کرده دستور داده؛ اما کافي نيست. آنچه اساس کار است، گذشته از جهلزدايي حوزهها و دانشگاهها و مراکز فرهنگي و گذشته از جهالتروبي مراکز تربيتي و تهذيبي و مانند آنها، جاهليتزدايي است.
امام آمده که نظام امامت و امت را مستقر کند (اولا) و در سايه نظام امامت و امت، جاهليت برطرف بشود (ثانيا) که کسي نه برتريطلب باشد نه زير بار ستم برود، نه فرومايگي را امضا کند نه فرامرزي بي جا را در پيش بگيرد، نه برتريخواه باشد نه ستمپذير باشد. براي اين کار قرآن را محور اصلي قرار داد. قرآن کريم، عدل و عزت و جلال و شکوه را براي مؤمنين خواسته است. هيچ ملتي را خداي سبحان، فرومايه و پست نخواسته است، بلکه همه را به اسلام دعوت کرد (اولا) و عزتمداري اسلام را ترغيب کرد (ثانيا).
دين آمده که جاهليت نباشد نه جهل! ممکن است کسي در بخشهايي عالم باشد اما وقتي مسئله جنگ جهاني اول و دوم مطرح شد، براي او بيتفاوت باشد يا ممکن است به حسب ظاهر، اهل مقال و مقالت باشد ولي وقتي جريان غزه پيش آمد براي او بيتفاوت باشد. پا روي اين دو پايه گذاشتن (اولا) و به اوج نظام امامت و امت رسيدن (ثانيا) و جاهليت را زير پا له کردن (ثالثا)، هدف است. با جهل جنگيدن لازم است ولي کافي نيست، با جهالت جنگيدن لازم است ولي کافي نيست، با جاهليت جنگيدن لازم است و کفايت ميکند که ديگر هيچ کس به فکر برتري نباشد و هيچ کس زير بار ستم نرود. گفت شما سرمايه سنگين تهيه کنيد که نه به کسي ستم بکنيد و نه تحميل را تحمل کنيد. فرمود عزيز باشيد ذلت نپذيريد (يک) عادل باشيد و به کسي ستم نکنيد (دو).
اينکه فرمود بايد عادل باشيد، اين قدم اول است: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ﴾[1] و اينکه فرمود قائم بالقسط باشيد، قدم دوم است؛ اما نه قيام به قسط که از برجستهترين اوصاف است کافي است و نه عادل بودن که از برجستهترين فضايل است کافي است. عدالت لازم است (يک) و قيام به قسط لازم است (دو) اما کسي بخواهد جهاني فکر کند که نه در جهان ستمي باشد، نه جنگ جهاني اول و دوم و مانند آنها باشد، نه جريان غزه و امثال غزه پيدا بشود، فرمود برای اين مقصود، عادل بودن لازم است ولی کافي نيست و قيام به قسط لازم است ولی کافي نيست، ﴿قَوَّامينَ بِالْقِسْطِ﴾[2] بودن لازم است. اين قوام بالقسط به کسي اجازه نميدهد که در مذاکرات پنهاني، کشورفروشي و مملکتفروشي کند. اين قدر بايد عادل باشد که از زبان او از قلم او از قدم او از فکر او جز عدل چيزي نجوشد و ظهور نکند. ﴿قَوَّامينَ بِالْقِسْطِ﴾ باشند که مبادا _خداي ناکرده_ در مذاکرات پنهاني کم بياورند مملکتفروشي کنند کشوردهي کنند و مانند آنها.
اينها ره آورد نظام امامت و امت است که جاهليتي در کار نباشد؛ نه صرف اينکه جهل برطرف شد و دانشمند شدند يا جهالت برطرف شد و وضع اخلاقي پيدا کردند. اين کار امام را ميشود در آن نامههاي شان و در آن سخنرانيهاي شان يافت. نمونهاي از اين را ميشود در پيامي که براي جناب ميخائيل گورباچف دادند شنيد.
وقتي اين نامه به شوروي آن روز که قطبي بودند رسيد، آنها فکر ميکردند که اين نامه را بايد تسليم گورباچف کرد. به ايشان گفته شد و تفهيم شد که اين نامه براي تعليم است و نه تسليم! در جلسه تعليم، جناب ميخائيل گورباچف تقريباً يک ساعت و پنج دقيقه به آن نامه گوش داد، بعد فکر کرد که در جواب چه بگويد؛ نيم ساعت سخن گفت و در حدود 25 دقيقه هم جواب شنيد. در طي آن نيم ساعت بهترين و مهمترين و جاذبترين حرف به زعم ايشان اين بود که اين يک نحوه دخالت در شئون داخلي مملکت ماست. به ايشان پاسخ داده شد که اين نامه نه به زمين شما کاري دارد حرکت کند آزاد است؛ درياها برای شما، زمين ها برای شما! اين نامه هيچ کاري به زمان و زمين شما ندارد، جناب ميخائيل گورباچف! اين نامه با جان شما کار دارد. آيا شما وقتی که مرديد، مثل چوبي هستيد که خاکستر ميشود يا مثل پرندهاي هستيد که از قفس آزاد ميشود؟ آيا انسان ميپوسد يا از پوست به در ميآيد؟ آيا انسان مثل چوبی است که بسوزد يا مثل پرندهاي است که پر بکشد؟
اين نامه با جان شما کار دارد، با خاک شما کاري ندارد. ميخواهد جهان را منزه از جنگ جهاني اول و دوم کند، ميخواهد جهان را منزه از تجاوزهاي مرزي و امثال مرزي کند، ميخواهد جاهليت را بردارد؛ نه فقط جهلزدايي کند تا چند دانشمند پيدا بشوند و نه فقط جهالت زدايي کند تا چند آدم متخلق پيدا بشوند؛ اينها لازم است ولي کافي نيست. آنچه لازم است جاهليتزدايي است که انسان نه بي راهه برود نه راه کسي را ببندد. شما بزرگان که به فکر جايزه امام هستيد لابد در همين فضا فکر ميکنيد در همين فضا قدم برميداريد در همين فضا قدم ميزنيد که جهلزدايي لازم است ولي کافي نيست، جهالتزدايي لازم است ولي کافي نيست، نظام جاهليت بايد برطرف بشود.
نظامي که انسان در غزه و امثال غزه آن وضع را ببيند جاهليت است، اين نظام آدمکشي جاهليت است، اين تفکر برتري جاهليت است، اين حمله به ايران با جلال و شکوه و باعظمت جاهليت است، تحميل اين جنگ دوازده روزه همانند تحميل آن جنگ هشت ساله جاهليت است.
اميدواريم کساني که به اين فکر اين جايزه امام(رضوان الله عليه) هستند، قويتر عميقتر دقيقتر علميتر بينديشند (يک)، در گسترش آن بکوشند (دو)، از جهل بالاتر بيايند (سه)، از جهالت بالاتر بيايند (چهار) و به جاهليتزدايي برسند (پنج)، تا روزي برسد که _إن شاء الله_ ما جهاني پر از عدل و داد داشته باشيم؛ به اميد آن روز!
من از همه مسئولان و همه دستاندرکاران مخصوصاً از رئيس جمهور محترممان جناب آقاي دکتر پزشکيان و ساير عزيزان و دوستان و اساتيد حقشناسي ميکنم و از ذات اقدس اله مسئلت ميکنم اين نظام ما اين ملت و مملکت ما اين سرزمين ما اين امنيت و استقلال ما در سايه امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) تا ظهور آن حضرت از هر گزندي محفوظ بماند!
«غفر الله لنا و لکم و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته»
[1]. سوره نحل، آيه 90.
[2] . سوره نساء، آيه 135.
مرکز نشر اسراء ، ناشر اختصاصی آثار آیت الله جوادی آملی، در سال 1372 شمسی آغاز به کار نمود؛ تولید آثار مکتوب با کیفیت مطلوب و استاندارد، عرضه سریع، به موقع، با قیمت مناسب و پیشتیانی محصولات ، بستر سازی دسترسی آسان، سریع و کم هزینه مخاطبان داخل و خارج کشور به محصولات، حضور در نمایشگاه های بین المللی داخلی و خارجی از وظایف و ماموریت این مرکز می باشد.