1 ـ استطاعت مالي يا بذلي

«1.»

استطاعت مالي با تحقق شرايط ذيل حاصل مي‏شود:

الف: داشتن هزينه رفت و برگشت.

ب: دارا بودن لوازم ضروري زندگي مثل اثاث خانه و وسيله سواري در حد مناسب با شأن، در صورت لزوم.

«2.»

آيا مالك بودن منزل مسكوني در تحقق استطاعت شرط است؟

مالك بودن منزل شرط نيست بلكه ميزان تأمين مسكن مورد نياز است هر چند با اجاره باشد. مگر آنكه مسكن غير ملكي موجب دشواري يا خواري شود.

«3.»

خرجهاي مقدماتي

مستطيع بايد خرج‏هاي مقدماتي ـ از قبيل گذرنامه، ويزا و وديعه و امثال آن ـ را بپردازد، و اين خرج‏ها موجب سقوط حج نمي‏شود؛ بلي اگر بر اين گونه مخارج، توانايي نداشته باشد، مستطيع نيست؛ و اگر ادراك حج متوقف بر تهيّه مقدّماتي باشد، بايد فراهم نمايد.

«4.»

قرض براي حج

با قرض، استطاعت حاصل نمي‏شود، هر چند اداي آن بعداً به سهولت ممكن باشد؛ مگر آنكه عرفاً بمنزله حصول استطاعت باشد نه تحصيل آن.

«5.»

استطاعت بذلي

اگر كسي هزينه حج را نداشته باشد، ولي ديگري به او بگويد: «حج به‌جا آور، نفقه تو و عائله‏ات، بر عهده من»، با اطمينان به وفا و عدم انصراف از بذل حج واجب مي‏شود. اين گونه حج، حجِ «بذلي» نام دارد؛ و در آن، «رجوع به كفايت» ـ كه خواهد آمد ـ شرط نيست؛ بلي اگر قبولِ بذل و رفتن به حج، موجب اخلال در زندگي او شود( با تفصيلاتي كه در فتاوي آمده) استطاعت بذلي حاصل نمي‏شود.

2 ـ رجوع به كفايت

«6.»

رجوع به كفايت شرط استطاعت است هر چند بعد از مراجعت با شهريه هزينه او تأمين شود.

«7.»

حج روحانيون و خادم كاروان چه حجي محسوب مي‏شود و آيا كفايت از حَجّة‏الاسلام مي‏كند؟

حج روحاني و خادم كاروان كفايت از حَجّةالاسلام مي‌كند.

3 ـ استطاعت بدني

«8.»

آيا كسي كه قدرت بدني ندارد با فرض عدم استقرار حج، بايد نايب بگيرد؟

واجب است فوراً با يأس از خوب شدن.

«9.»

كسي كه حج بر او مستقر شده است و قدرت بدني بر حج ندارد

كسي كه حج بر او مستقر شده است و اكنون قدرت بدني بر انجام حج ندارد، با يأس از بهبودي، بايد براي انجام حج نايب بگيرد.

     4 و 5 ـ استطاعت طريقي و زماني

«10.»

ثبت نام چند ساله و در نوبت قرار گرفتن

(براي كسي كه حج بر او مستقر نشده)

ثبت نام براي كسي كه هنوز حج بر او مستقر نشد واجب نيست مگر آنكه اطمينان به حصول داشته باشد؛

«11.»

اخيرا بيماري خاصي به نام آنفولانزاي خوكي در كشورهاي مختلف و از جمله عربستان رواج پيدا كرده كه نگراني هايي را در دولت و ملت ايران خصوصا نسبت به حج و عمره به وجود آورده است، ليكن تا كنون هيچ مقام مسئولي حتي خود دولت عربستان نسبت به منع قطعي حج و عمره اظهار نظر نكرده اند. تنها وزير بهداشت دولت عربستان توصيه كرده است بيماران خاص و افراد بالاتر از شصت و پنج سال و نيز خردسالان به عمره و حج نروند.

از سوي ديگر از مجموع حدود هفتصد هزار نفر زائر عمره سال جاري نيز تا كنون حدود 50نفر بر اساس اخبار منتشره به اين بيماري مبتلا شده اند كه همگي بحمد الله معالجه گرديده اند.

حال با توجه به نكات فوق خواهشمند است مرقوم فرماييد:

  1. آيا ضرر محتمل در حدّ آمار فوق دليلي بر تأخير حج افراد مستطيع خواهد شد؟
  2. آيا با توجه به اين كه دولت عربستان منع قطعي براي افراد خردسال و بالاي شصت و پنج سال و بيماران خاص ندارد، با اين مقدار احتمال ضرر، افراد مي‌توانند حج خود را به تأخير بيندازند؟
  1. ضرر محتمل (در حدّ مذكور) نسبت به كساني كه وجوب حجّ بر آنان مستقرّ شد مجوّز تأخير نيست.
  2. ضرر محتمل(در حدّ مذكور) نسبت به كساني كه امسال مستطيع شدند در صورت اطمينان به اينكه سال آينده هيچ ضرر محتمل ديگري پيش نمي‌آيد، مجوّز تأخير است.
  3. در هر صورت اگر كسي با فرض مزبور حجّ انجام داد، حجّ او صحيح است.

 


 

 

نيابت و استنابه

 

شرايط نايب

«14 ـ 11»

در نايب، اموري، شرط است:

     1 ـ بلوغ؛

     2 ـ عقل؛

     3 ـ ايمان؛

     4 ـ وثوق و اطمينان؛

اطمينان داشته باشد كه نائب حج را انجام مي‌دهد.

     5 ـ آشنايي نايب با احكام حج هرچند با فراگيري در حال عمل؛

«15.»

وظيفه نايب از جهت تقليد

1 ـ نايب بايد رعايت نظر مرجع خودش را بنمايد ولي اگر به گونه‏اي خاص اجير شده، بين وظيفه خود و آن گونه خاص؛ جمع كند.

6 ـ مشغول نبودن ذمه نايب، به حج واجب در سال نيابت؛

«16.»

نيابت شخص مستطيع

در هر صورت اگر نايب شد، حج نايب صحيح و ذمه منوبٌ عنه برئ مي‏شود؛

7 ـ معذور نبودن نايب

«17.»

نيابت معذور با عذر طاري

صحيح و كافي است

«18.»

نيابت از چند نفر در عمره مفرده يا عمره مكرر

نيابت از چند نفر جايز است.

فاصله بين دو عمره

«19.»

فاصله عمره تمتع با عمره مفرده بعد از انجام حج

مي‏تواند، قبل از عمره تمتّع يا بعد از حجّ تمتع، عمره مفرده به‏جا آورد و بين اين دوعمره، فاصله معتبر نيست؛

«20.»

فاصله بين دو عمره مفرده

فاصله معيني بين دو عمره مفرده شرط نيست.

«21.»

اگر افرادي در ماهي كه عمره انجام داده‏اند،از ميقات(مواقيت خمسه) عبور كنند:

احرام مجدد لازم نيست.

«22.»

كسي كه در آخر ماه، محرم به احرام عمره شده و بقيه اعمال را در ماه بعد انجام داد، آيا عمره اش از ماه قبل محسوب مي‌شود يا ماه بعد؟

1. عمره مفرده در هر ماه صحيح است.

فاصله بين دو عمره شرط نيست.

اگر كسي نذر كند كه در ماه رجب عمره مفرده انجام بدهد در آخر ماه رجب محرم شد و لكن بقيه اعمال را در ماه شعبان انجام داد آيا به نذرش عمل كرده است؟

اگر نذر كرد  كه تمام اعمال عمره را در ماه رجب انجام دهد فرض مرقوم صحيح نيست و اگر نذر او مطلق بود وقوع احرام در ماه رجب كافي است.


 

 

احرام

 

      1 ـ قصد ترك محرّمات

«23.»

قصد ترك محرّمات در حال محرم شدن

لازم نيست، ولي با قصد انجام محرّماتي كه عمره يا حج را باطل مي‏كند، احرام باطل بلكه غير ممكن است.

     2 ـ مكان احرام

«24.»

محل احرام حج

محل احرام حج تمتّع شهر مكه است و در قسمت هاي جديد شهر مكه جايز است، ولي بيرون از حرم خالي از اشكال نيست.

«25.»

احرام در مسجد شجره

احرام در منطقه ذوالحليفه جايز است.

     3 ـ نذر احرام

«26.»

احرام با نذر

اگر نذر كند از محلي كه پيش از ميقات است احرام ببندد، جايز است و بايد از همان جا محرم شود.

«27.»

اذن شوهر در نذر احرام بانوان

1 ـ اگر نذر زن، مزاحم حق شوهر نباشد، اجازه لازم نيست.

     4 ـ تلبيه

«28.»

اكتفا به «لَبَّيْكَ، اللّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ
لَكَ لَبَّيْكَ» در تحقق احرام

اكتفا به ذكر مذكور، كافي است.

«29.»

قطع تلبيه در عمره مفرده

1 ـ كسي كه ابتدائاً از خارج مكه و حرم محرم شده، هنگام ورود به حرم، تلبيه را قطع مي‏نمايد؛

2 ـ كسي كه از مكه خارج و در ادني الحلّ محرم و به مكه باز مي‏گردد، هنگام مشاهده كعبه تلبيه را قطع مي‏نمايد.

«30.»

قطع تلبيه در عمره تمتع

كسي كه براي عمره تمتع محرم شده، بايد هنگام مشاهده خانه‏هاي مكه بنابر احتياط واجب؛  تلبيه را قطع نمايد.

«31.»

مراد از خانه‏هاي مكه

تمام مكه است.

«32.»

قطع تلبيه در حج تمتّع

بنابر احتياط واجب بايد تا ظهر عرفه بيشتر نگويد؛

«33.»

كسي كه لكنت زبان دارد، اگر نمي‏تواند تلبيه را صحيح بگويد

اكتفا نمودن به مقدار توان جايز است هر چند اَولي اضافه نمودن ترجمه در صورت قدرت بر اداي درست آن مي‌باشد.

5 ـ برخي از محرمات احرام

«34.»

گذاردن سنگ و مانند آن در ردا و وصل كردن آن با سنجاق و سوزن

جايز است.

«35.»

گره زدن لباس احرام به غير گردن

جايز است.

«36.»

استفاده از كمربند دوخته براي مردان

جايز است.

«37.»

استفاده از ماسك براي بانوان در حال احرام

در صورت ضرورت اشكال ندارد و كفاره هم ندارد.

«38.»

استفاده از ماسك براي مردان در حال احرام

جايز است.

«39.»

پوشيدن دمپايي دوخته براي مردان

اشكال ندارد.

«40.»

نگاه در آينه

بدون قصد زينت جايز است.

«41.»

استظلال در شب

احتياط، ترك تظليل در شب‏هاي باراني و سرد است، اگر براي فرار از باران و سرما باشد مگر اينكه موجب حرج باشد.

تذكر: اضطرار غير از حرج است و معيار حرج است
نه ضرورت.

«42.»

استظلال در مكه، بعد از منزل نمودن

جايز است.

«43.»

استظلال از مسجد تنعيم

جايز است.

«44.»

خوردن و بوييدن ميوه‏هاي خوش بو

خوردن جايز است و بوييدن هم جايز است؛ ولي احوط ترك بوئيدن است.

«45.»

چرب كردن با روغني كه بوي خوش ندارد

جايز است و كفاره ندارد.

«46.»

پوشيدن دستكش براي بانوان

پوشيدن هر نوع دستكش براي بانوان جايز نيست؛


 

 

طواف

 

     1 ـ محدوده طواف

«47.»

حد مطاف

در حال ازدحام و اتصال طواف كنندگان، طواف در بيرون مقام و دورتر از اين حد [محدوده كعبه و مقام] هم صحيح است.

«48.»

طواف از طبقه دوّم براي معذورين

در صورت عدم امكان طواف در طبقه اول، با رعايتِ الأقرب فالأقرب، طواف در طبقه دوم كفايت مي‏كند.

«49.»

افرادي كه با ويلچر در صحن مسجد الحرام طواف مي‌كنند، گاهي در هنگام ازدحام جمعيت سبب مزاحمت براي ساير طواف كنندگان و بعضا برخورد ناشايست ديگر با آنان و همراهانشان مي‌باشد و حتي در برخي موارد به علت برخورد ويلچر انان با پاي طواف كنندگان سبب جراحت و در نتيجه متنجس شدن مسجد الحرام مي‌گردد، آيا با توجه به اين امور:

  1. چنين طوافي صحيح است يا نه؟
  2. آيا اين افراد مجازند در طبقه دوم مسجد الحرام طواف كنند؟
  1. طواف مورد سوال صحيح است
  2. افراد نامبرده مي‌توانند در طبقه دوم طواف كنند.

«50.»

آيا بعضي اشواط طواف و سعي براي كسانيكه قادر نباشند خودشان انجام دهند قابل نيابت است يا نه؟

تبعيض در سعي و رمي جايز است ولي در طواف كه به منزله نماز است يا بقيه شوط ها را با طواف دادن انجام دهد يا براي اصل طواف نائب بگيرد.

«51.»

گذاردن دست روي ديواره حِجر در حال طواف

در صورتي كه عرفا خروج از حد مطاف از طرف كعبه حساب نشود اشكال ندارد.

«52.»

دست گذاردن به كعبه هنگام حركت در حال طواف

در صورتي كه عرفا خروج از حد مطاف از طرف كعبه حساب نشود اشكال ندارد.

«53.»

در طواف با چرخ، طواف كننده به اختيار خود، حركت دادن چرخ را به ديگري واگذار مي‏كند، مثل اينكه چرخ داراي موتور محرك باشد و يا حركت دهنده آن وسيله ديگري باشد، آيا اين طواف با طوافِ سواره كه در حال اختيار هم جايز است، فرق دارد؟ و آيا جواز طواف سواره با جواز سعي سواره فرق مي‏كند يا نه؟

مانعي ندارد و فرقي بين طواف و سعي نيست.

طواف از داخل حجر اسماعيل

«54.»

اگر بعضي از شوط­هاي در طواف از داخل حجر اسماعيل دور زده شد وظيفه اش چيست؟ ايا لازم است تمام شوطها را اعاده كند يا بعض شوط­ها؟

اعاده همان شوطي كه از داخل حجر اسماعيل دور زد كافي است و اعاده تمام شوط ها لازم نيست.

2 ـ احكام

 قطع، شك و خلل در طواف:

الف ـ قطع و از سرگيري طواف

با توجه به اين كه قطع، زياده و نقصان در طواف، در اعمال زائران بسيار اتفاق مي‏افتد، آشنايي با موارد مختلف و احكام آن حائز اهميّت است.

قطع طواف از چند جهت مورد نظر قرار مي‏گيرد:

1ـ آيا قطع طواف، جايز است يا نه (حكم تكليفي)؟

2ـ اگر كسي طواف را به هر دليل قطع نمود و آن را از سر گرفت چه حكمي دارد؟

3ـ اگر كسي طواف را قطع نمايد، از نظر اتمام و اعاده، حكم آن چيست (حكم وضعي)؟

و مورد سوم بر دوگونه است:

               قطع بدون عذر

               قطع با عذر

و موارد قطع از روي عذر چند مورد است:

1ـ قطع به خاطر نجس شدن بدن و لباس

2 ـ قطع طواف به خاطر تذكر نجاست در اثناي طواف

3 ـ قطع طواف به خاطر حدث

4 ـ قطع طواف به خاطر مرض

5 ـ قطع طواف به خاطر نماز جماعت

«55.»

اگر بر اثر فشار جمعيت در طواف سلب اختيار ‌شود و دو سه قدمي جمعيت او را ببرد آيا طوافش صحيح است؟

در صورتي كه هنگام احساس فشار نيت طواف را حفظ كند صرف بردن جمعيت سبب بطلان طواف نمي‌شود و جبران لازم نيست.

«56.»

قطع طواف واجب

قطع طواف واجب بدون عذر و به مجرد خواهش نفس، در صورتي كه موالات فوت شود، بنابر احتياط جايز نيست.

«57.»

قطع طواف مستحب

مطلقا جايز است.

«58.»

از سرگيري طواف با بقاي موالات

اشكال دارد؛ مگر اينكه جاهل قاصر باشد؛

«59.»

از سرگيري طواف با فوت موالات

با زوال موالات از سرگيري طواف به صحت طواف دوم اشكالي وارد نمي‏كند.

موارد مختلف قطع طواف:

همچنان‌ كه گذشت قطع طواف بر دو گونه است:

بدون عذر

با عذر

«60.»

قطع طواف بدون عذر

1 ـ قبل از انجام منافي و قبل از به‌هم خوردن موالات: اتمام مي‏كند.

2ـ بعد از فعل منافي و به‌هم خوردن موالات: قبل از چهار دور، اعاده مي‏كند؛ و بعد از اتمام دور چهار، بنابر احوط، اتمام و اعاده مي‏كند.

قطع طواف بدون عذر و انجام فعل منافي و فوت موالات بعد از شوط چهارم طواف فرموده ايد احتياطاً اتمام  و اعاده كند. اگر تكميل نكند و فقط اعاده كند آيا طوافش اشكالي پيدا مي‌كند؟

انجام طواف كامل به قصد جامع بين تكميل و اعاده كافي است.

قطع طواف با عذر:

قطع طواف از روي عذر، چند مورد است واحكام آن في‌الجمله فرق مي‏كند.

(1) قطع طواف به خاطر نجس شدن بدن و لباس در حال طواف

«61.»

اگر بدن يا لباس در حال طواف نجس شود

تطهير مي‏كند و طواف را اتمام مي‏نمايد.

«62.»

حكم خون معفوّ در نماز، در طواف

مانعي ندارد.

«63.»

حكم محمول متنجّسِ غير ساتر در طواف

در صورت جهل به مسأله مانعي ندارد.

(2) قطع طواف به خاطر حدث

«64.»

اگر حدث بعد از اتمام دور چهارم باشد بعد از طهارت، طواف را تكميل مي‏كند.

«65.»

اگر حدث قبل از نصف يا اتمام دور چهارم باشد:

اگر قبل از نصف باشد بعد از طهارت، طواف را اعاده كند.

«66.»

اگر حاجي در اثناء طواف محدث شده ولي با اعتقاد به صحت اعمال حج را انجام داد ، آيا حجّش صحيح است؟ و آيا فرق دارد در حدوث حدث بعد از شوط چهارم باشد و يا قبل آن؟

1.طواف از اركان حج است و بدون وضو باطل است.

2.فرقي در حكم مذكور بين بعد از شوط چهارم و قبل از آن نيست.

«67.»

اگر حاجي بعد از انجام اعمال عمره و حج بفهمد وضويش باطل بوده و يا بي وضو بوده، وظيفه اش چيست؟

1.اگر بعد از عمره و قبل از حج بفهمد بدون وضوي صحيح طواف عمره را انجام داد بايد طواف و اعمال بعد از آن را اعاده كند.

2. اگر بعد از حج فهميد و زمان اعاده گذشت حج او باطل است.

 (3) قطع طواف به خاطر مرض

«68.»

قبل از اتمام دور چهارم، اعاده مي‏كند و بعد از آن اتمام مي‏كند؛

«69.»

(4) قطع طواف به خاطر تذكر نجاست در اثنا و حكم تذكر نجاست بعد از طواف

اگر بعد از طواف علم پيدا كند، طواف او صحيح است و اگر در اثناي طواف علم پيدا كند، تطهير و تكميل كند.

«70.»

اگر طواف كننده نجاست بدن يا لباس را فراموش كند و در اثناي طواف يا بعد ازآن يادش بيايد حكم آن چيست؟

در صورت فراموشي بايد بدن و لباس را پاك كند و طواف را اعاده نمايد.

«71.»

كسي كه طواف و نماز طواف را با بدن يا لباس نجس از روي جهل يا نسيان به جا آورده آيا اعاده طواف و نماز واجب است؟ و تكليف او نسبت به اعمال مرتبه چيست؟

  1. اگر جاهل به نجاست بود طواف و نماز طواف صحيح است.
  2. اگر ناسي بود احوط اعاده طواف و نماز طواف است.

«72.»

(5) قطع طواف به خاطر نماز جماعت

اگر قطع طواف بعد از شوط چهارم باشد، از همان جا اتمام مي‏كند؛ و اگر قبل از دور چهارم بوده و فصل طويل شده، اعاده و بنابر احتياط قبل از آن اتمام و نماز آن را مي‏خواند.

ب ـ احكام مترتب بر بطلان طواف

«73.»

بطلان طواف يا سعي او (در عمره تمتع يا عمره مفرده) و حكم خروج از احرام و اعاده اعمال مترتبه

از احرام خارج نشده و بايد اعمال مترتبه را اعاده كند.

«74.»

نقصان طواف يا سعي (در عمره تمتع يا عمره مفرده) و حكم اعاده اعمال مترتبه

نقصان را جبران كند و اعمال مترتبه را انجام دهد؛

«75.»

انكشاف بطلان وضو در عمره تمتّع

بنابر احتياط واجب، سعي و تقصير را نيز اعاده كند.

ج ـ احكام شك در طواف و شك در طهارت

«76.»

شك در وضو يا غسل بعد از اتمام طواف

طواف او صحيح است.

«77.»

شك در نقيصه بعد از اتمام طواف

مطلقا اشكال ندارد.

«78.»

اگر كسي با گمان به عدد اشواط، طواف را اتمام نمايد، سپس يقين كند چه حكمي‏دارد؟

طواف صحيح است.

د ـ زياده و نقيصه در طواف

«79.»

كم كردن سهوي از طواف

طواف قبلي را تكميل مي‏كند؛ در صورت عدم فوت موالات مطلقا تكميل كند.

«80.»

زيادي سهوي در طواف

1 ـ اگر كمتر از يك دور باشد:

آن را قطع مي‏كند و طواف صحيح است؛

2 ـ اگر بيشتر از يك دور باشد:

بنابر احتياط واجب بدون تعيين قصد استحباب يا وجوب، آن را به هفت [دور] برساند و دو ركعت [نماز طواف] قبل از سعي و دو ركعت بعد از سعي بخواند و دو ركعت اول را بدون تعيينِ براي [طواف] اول يا دوم، براي [طواف] فريضه قرار دهد.

«81.»

كسي به تصور اينكه طواف چهارده شوط است قصد طواف كرده آيا طوافش صحيح است؟ و آيا تفاوتي بين طواف و سعي است؟

اگر قصد انجام طواف شرعي دارد لكن در اثر قصور خيال  كرد طواف چهارده شوط است طواف شروع كه همان هفت شوط است صحيح و هفت شوط ديگر زائد است و اگر قصد طواف چهارده شوطي دارد طواف او باطل است و حكم سعي نيز همين است.

«82.»

علم به نقيصه طواف همسر

اگر زوجين طواف را همزمان شروع کردند و در پايان آن، در عدد اشواط اختلاف داشتند، يکي از آنان يقين به نقيصه و ديگري يقين به اتمام آن دارد، با توجه به زوجيت آنها: 1. وظيفه هر يک نسبت به طواف چيست؟ 2. در صورت ارتکاب يکي از محرمات مربوط به زوجيت، حکم کفارۀ آن نسبت به هر يک چيست؟

جواب: 1. هر کدام به يقين خود در عدد شوط ها عمل کند.

2. هر کدام از آن­ها محکوم به حکم يقين خود اند. آن که يقين به نقض دارد بايد از محرمات زوجيت اجتناب نمايد.

3. کفارۀ محرمات زوجيت جداگانه مطرح اند.

هـ ـ احكام مسلوس و مبطون

«83.»

وظيفه مسلوس و مبطون

مسلوس و مبطون اگر وقتي دارند كه در آن وقت مي‏توانند نماز و طواف را با طهارت انجام دهند، بايد آن وقت را انتخاب نمايند. وگرنه به وظيفه مسلوس و مبطون عمل مي‏نمايند.

«84.»

وظيفه مسلوس

اگر وقت خاصي نداشته باشد؛ اگر براي وي مشقت ندارد، براي هر بار كه از او حدث صادر مي‏شود، وضو بگيرد و اگر مشقت دارد، براي طواف وضو و براي نماز هم وضو جداگانه بگيرد.

«85.»

وظيفه مبطون

مبطون در صورتي كه وقت خاصي براي انجام عمل در حالت طهارت ندارد، در صورتي كه براي وي مشقت ندارد با خود آب حمل كند و در اثناي طواف وضو بگيرد و اگر براي وي سخت باشد، يك وضو كافي است.

«86.»

فرق مسلوس و مبطون

فرق مسلوس و مبطون آن است كه مسلوس در صورتي كه براي خواندن يك نماز وقت پيدا نمي‏كند و در نماز از او بول خارج مي‏شود، يك وضو كافي است ولي مبطون در صورتي كه براي او سخت نيست، بايد در اثناي نماز وضوي خود را تجديد نمايد.

«87.»

وظيفه مبطون و مسلوس نسبت به تطهير

بنابر احتياط واجب، خود را قبل از هر نماز پاك نمايد، مگر آنكه دشوار باشد؛  

3 ـ برخي از احكام بانوان در طواف

«88.»

رؤيت دم

اگر حائض بعد از عادت غسل كند و اعمال را انجام دهد و بعد از اتمام روز دهم، مجدّدا خون ببيند، محكوم به استحاضه است.

«89.»

و اگر از روز دهم نگذشته باشد

محكوم به حيض است و در وسعت وقت بايد طواف و نماز را اعاده كند؛ و در ضيق وقت، محل اشكال است و بايد احتياط مراعات شود.

«90.»

آيا بانواني كه براي حج يا عمره با احرام وارد مكه شده‏اند و حائض هستند با احتمال يا علم به حصول طهارت، مي‏توانند به انجام اعمال با استنابه و.... مبادرت نمايند و از احرام خارج شوند؟

در صورت علم به طهارت بايد خودش بعد از طهارت اعمال را انجام بدهد و از احرام خارج شود.

«91.»

وظيفه مستحاضه كثيره درباره طواف و نماز

بايد براي هر كدام يك غسل جداگانه انجام دهد مگر آنكه از وقت غسل تا آخر نماز، خون قطع باشد.

«92.»

وظيفه مستحاضه قليله براي نماز

1 ـ براي هر نماز يك وضو بگيرد و ظاهر فرج را اگر خون به آن رسيده آب بكشد؛

2 ـ بايد پنبه را تعويض يا تطهير كند.

«93.»

وظيفه مستحاضه متوسطه براي نماز

مستحاضه بايد براي اولين نمازي كه متوسط شده علاوه بر انجام وظايف قليله، غسل كند و در روز بعد براي نماز صبح غسل نمايد.

«94.»

وظيفه مستحاضه متوسطه نسبت به وضو

مستحاضه متوسطه بايد براي نماز وضو بگيرد و فرقي نمي‏كند قبل از غسل يا بعد از غسل ولي بهتر است اول وضو بگيرد.

«95.»

وظيفه مستحاضه كثيره

مستحاضه كثيره بايد علاوه بر عمل به وظيفه قليله (غير از وضو كه حكم آن مي‏آيد)، براي نماز صبح يك غسل و براي ظهر و عصر يك غسل و براي مغرب و عشا نيز يك غسل بنمايد.

«96.»

وظيفه مستحاضه كثيره براي وضو

بايد وضو بگيرد.

«97.»

وظيفه مستحاضه در طواف و نماز

نماز و طواف براي زن مستحاضه مستقل مي‏باشند، يعني هر كدام حكم نماز مستقل [را] دارند كه بايد به وظيفه لازم براي هر كدام مستقلاً عمل شود.

 

«98.»

آيا مستحاضه متوسطه و كثيره براي رفتن به مسجدين، بايد غسل استحاضه را انجام داده باشند؟

رفتن به مسجدين و ساير احكام، براي مستحاضه متوقف بر غسل استحاضه نيست، ولي مقاربت بنابر احتياط با غسل حلال مي‏شود.

«99.»

سن يأس

قرشيه 60 سال غير قرشيّه 50 سال.[1]

«100.»

اگر موهاي زن يا بدن او در حال طواف پيدا باشد

1 ـ در فرض سهو و جهل قصوري: صحيح است

2 ـ در فرض عمد و جهل تقصيري:

صحيح است، هر چند معصيت نموده است؛

«101.»

حجاب زن در حال طواف

با نماز فرقي نمي‏كند غير از اين كه در طواف بايد صورت پوشانده نشود.

«102.»

وضو با آب زمزم مبرّد

آيا وضو گرفتن با آب زمزم مبرّد و غير مبرّد در داخل مسجد الحرام جايز است؟

وضو گرفتن با آب زمزم به مقداري كه براي هر فرد استفاده از آن جايز است بي اشكال است.

«103.»

در صورت عدم جواز كسانيكه با آب زمزم وضو گرفتند و اعمال را انجام داده اند حكم طواف و نماز طواف و اعمال مترتبه را بيان فرماييد؟

در صورت منع قانوني و حرمت تكليفي آسيبي به صحّت طواف و نماز و مناسك ديگر نمي‌رسد.


 

 

نماز طواف

 

     1 ـ زمان نماز

«104.»

مبادرت به نماز طواف

واجب است؛

«105.»

فاصله انداختن بين طواف و نماز طواف

اگر عرفاً، نماز به طواف نسبت پيدا نكند بايد طواف را اعاده كند ولي اگر تأخير در حدّ فوت موالات عرفي بين نماز و طواف نباشد، اعاده لازم نيست.

«106.»

نماز طواف در دو طرف مقام ابراهيم و يا فاصله، در صورت ازدحام جمعيت و ممانعت مأموران در صورت عدم امكان [در] پشت مقام تا حدي كه نزد [خلف] مقام صادق باشد جايز است.

«107.»

اگر طائف نماز طواف را در غير خلف مقام، با اعتقاد به خلف مقام بودن آن، بجا آورده و پس از سعي و تقصير متوجه شده که نمازش را در خلف مقام نگذارده است، وظيفه‌اش چيست؟

نماز طواف واجب را اعاده کند و اعادۀ سعي و تقصير لازم نيست.

«108.»

اگر پس از طواف ، در اثر رعايت اقامه نماز در خلف مقام يا نزد آن، فاصله­اي پيش آيد که سبب از دست رفتن موالات عرفي است، در اين صورت آيا مي­توان در جاي ديگر مسجد، نماز طواف را به جا آورد؟

1.  نماز طواف واجب را در صورت عذر يا دشواري مي‌توان در جاي ديگر مسجد ـ با رعايت نزديک ترين مکان به خلف يا يکي از دو جانب آن ـ اقامه نمود 2. نماز طواف مستحب را مي‌توان در هر جاي مسجد اقامه کرد.

«109.»

نماز طواف در طبقه دوم براي معذورين از طواف در طبقه اول

در صورت امكان پشت مقام با رعايت الاقرب فالاقرب خوانده شود.

2 ـ محاذات زن و مرد

«110.»

محاذات زن و مرد در مسجدالحرام

به صحت نماز ضرر نمي‏زند.

«111.»

با وضع موجود در مسجد الحرام در صورت تقدم زن بر مرد در نماز طواف آيا نماز طواف آنها صحيح است؟

صحيح است.

«112.»

محاذات زن و مرد در غير مسجدالحرام

مكروه است.

     3 ـ حكم ظن در نماز

«113.»

حكم ظن در نماز طواف و ساير نمازها

ظن در ركعات:

شك در [ركعات] نماز واجب دو ركعتي اگر مستقر شد سبب بطلان آن نماز است و ظن در ركعات معتبر است.

«114.»

ظن در افعال نماز:

معتبر است.

     4 ـ احكام قرائت

«115.»

حكم عاجز از قرائت صحيح

بايد نماز را به هر ترتيبي كه مي‏تواند خودش به‏جا آورد و كافي است؛ و اگر ممكن است و مي‏تواند با تلقين، نماز را صحيح بخواند، كسي را بگمارد كه نماز را به او تلقين كند؛ و بنابر احتياط نائب هم بگيرد.

«116.»

انجام حج مستحب نيابي و عمره مفرده استحبابي نيابي توسط كسي كه قرائتش صحيح نيست.

صحيح است؛

«117.»

جماعت در نماز طواف

مشروعيّت آن محل اشكال است.

«118.»

ترك نماز طواف مستحبي

جايز است.

«119.»

كسي كه نماز طوافش باطل بوده و با همين وضع دانسته يا ندانسته تقصير نموده، چه حكمي دارد؟

نماز طواف را اعاده كند و به احتياط واجب سعي و تقصير را [هم] اعاده كند.

«120.»

كسي كه نماز طواف را به جهت ازدحام جمعيت در نقطه دور از پشت مقام خوانده و بعد از نماز طواف با بقاء موالات عرفيه و فوت موالات عرفيه آيا اعاده نماز طواف بعد از رفع مانع پشت مقام لازم است؟

اعاده نماز طواف لازم نيست.

قضاي نماز طواف عمره پيش از طواف حج

«121.»

خانمي که در عمرۀ تمتع، پس از طواف و پيش از نماز آن، حائض شده وقت هم، تنگ  بوده سعي و تقصير را انجام داده و براي حج تمتع محرم شده، آيا قضاي نماز طواف عمرۀ تمتع را پيش از طواف حج بگذارد؛ يا مي­تواند پس از آن هم انجام دهد؟

قضاي نماز طواف واجب در عمره پيش از طواف حج بهتر است.


 

 

سعي

 

«122.»

          1 ـ مكان سعي

سعي از مسعاي جديد

سعي در مسعاي جديد مجزي است، چون بين دو كوه صفا و مروه است.

«123.»

سعي در طبقه زيرزميني

سعي در طبقه زيرزميني با توجه به اين‏كه بين كوه صفا و مروه است، صحيح است.

«124.»

سعي از طبقه فوقاني

مجزي است.

«125.»

آيا سعي در طبقه زير زمين و طبقه سوم و چهارم ... جايز است؟

1. سعي در طبقات مذكور جائز است.

2. سعي در طبقات فوق زمين مقدم بر سعي در طبقه زير زمين است.

         2 ـ زمان سعي

«126.»

تأخير سعي تا فردا

با فرض تأخير، اعاده طواف و نماز، لازم نيست.

«127.»

كسي كه طواف را در شب انجام مي‏دهد سعي براي فردا و بعد از آن چه حكمي دارد؟

مجزي است.

     3 ـ موالات و استراحت

«128.»

موالات در سعي

موالات عرفيه در سعي لازم است.

«129.»

نشستن در بين صفا و مروه

به حدي كه ترك موالات نشود جايز است.

     4 ـ برخي از احكام خلل و شك در سعي

«130.»

زياد كردن در سعي با فراموشي

زياد كردن از روي فراموشي چه كمتر از يك شوط يا بيشتر [باشد]، به صحت سعي ضرر نمي‏زند؛

«131.»

زياد كردن در سعي با جهل

به صحت سعي ضرر نمي‏زند.

«132.»

اگر بعد از تقصيرِ عمره تمتع، بفهمد سعي ناقص بوده آيا اعاده تقصير لازم است؟

بنابر احتياط تقصير را بعد از اتمام سعي اعاده كند.

«133.»

قطع سعي و از سرگيري آن

اگر بعد از فوت موالات باشد صحيح است وگرنه اشكال دارد؛ مگر جاهل قاصر باشد.

«134.»

اگر كسي با شك در عدد اشواط، سعي را ادامه دهد سپس يقين كند

اگر به رجاء كشف حال ادامه داده صحيح است.

احكام بين عمره و حج

خروج از مكه بعد از عمره تمتّع

«135.»

بنابر احتياط نبايد خارج شود، مگر در صورت حاجت و با احرام حج.

«136.»

سر تراشيدن بين عمره تمتع و حج

جايز است مگر آن‏كه تراشيدن سر در حج براي كسي واجب باشد و زمينه آن با تراشيدن [پيش از آن] از بين برود؛

 


 

 

وقوفين

 

«137.»

آيا حج‏گزار مي‏تواند بعد از وقوف عرفات به غير مشعر (مانند مكه) برود و سپس به مشعر بازگردد؟

1 ـ مي‏تواند به مكه يا جاي ديگر برود و براي وقوف بازگردد.

«138.»

بيتوته شب تا طلوع فجر در مشعر

1 ـ بيتوته شب دهم تا طلوع فجردر مشعر، بنابر احتياط واجب، لازم است.

«139.»

آيا خدمه‏اي كه شبانه به منا رفته‏اند، بايد براي درك وقوف، به مشعر بازگردند؟

اگر اصل وقوف در مشعر را هر چند اندك، درك كرده باشند؛ لازم نيست بازگردند.

«140.»

كسي كه وقوف شبانه را در مشعر درك كرده اگر عمداً وقوف بين الطلوعين را ترك كند:

حج او صحيح است.

«141.»

اگر حاجي قبل از درك عرفات يا مشعر در تمام وقت بيهوش باشد و بعد از اعمال حج به هوش بيايد حكم حج او چيست؟ و وظيفه او نسبت به خروج از احرام چيست؟

  1. اگر سال اول استطاعت او بود، حج بر او واجب نيست و اگر قبلاً مستطيع شده بود بايد بعداً حج انجام دهد.

ظاهراً تبديل به عمره مفرده مي‌شود و با انجام طواف، نماز طواف، سعي و تقصير از احرام خارج مي‌شود.


 

 

ترتيب بين اعمال منا

 

«142.»

خلاف ترتيب در فرض غير عمد

خلاف ترتيب در صورت غفلت و سهو و جهل، نياز به اعاده ندارد؛

«143.»

خلاف ترتيب در صورت عمد

بنابر احتياط ترتيب لازم است ولي تخلف عمدي اعاده ندارد.


 

 

 

رمـــي

 

«144.»

رمي جمره جديد

اگر مكان سابق معلوم نيست و با سؤال نيز معلوم نشود، اشكال ندارد.

«145.»

رمي جمرات از طبقه دوم

جايز و كافي است.

«146.»

آيا رمي جمرات در طبقه سوم و چهارم... جايز است؟

جائز است.

«147.»

كساني كه مي‏توانند جمره عقبه را در شب رمي نمايند

زنان و كساني كه از رمي در روز عذر دارند مي‏توانند در هر وقت شب، شب قبل يا شب بعد، رمي كنند.

«148.»

افرادي كه مي‏توانند جمرات سه گانه را در شب، رمي كنند:

با [فرض وجود] عذر مانند ترس از جمعيّت و مريضي و... جايز است شب آن روز يا شب بعد.

تفاوت رمي روز عيد و جمرات سه‏گانه

رمي جمره عقبه در روز عيد با رمي جمرات ثلاث در روزهاي يازدهم و دوازدهم در برخي احكام متفاوت هستند از آن جمله:

فرق اول:

«149.»

فرق رمي عيد و روز يازدهم و دوازدهم

براي زنان

رمي جمره عقبه براي زنان و معذورين، در شب عيد جايز است، ولي در رمي جمرات ثلاث، زنان و غير زنان، در صورتي مي‏توانند در شب رمي كنند كه از رمي در روز معذور باشند.

فرق دوم:

«150.»

افرادي كه مجازند در شب رمي كنند

افرادي كه مي‏توانند در شب عيد، رمي جمره عقبه را انجام دهند، افرادي هستند كه شبانگاه به منا مي‏آيند يعني: زنان، بچه‏ها، بيماران، پيرمردان، اشخاص ضعيف؛ ولي افرادي كه در روز يازدهم و دوازدهم مجازند در شب، رمي كنند عبارتند از: شبان، مريض، عليل و كسي كه از اموري مثل تزاحم جمعيّت، ترس داشته باشد.

فرق سوم:

«151.»

منظور از شب در رمي روز عيد

معذورين مي‏توانند شب عيد يا شب بعد از آن رمي كنند.

«152.»

منظور از شب در رمي روز يازدهم

و دوازدهم

جايز است شب آن روز يا شب بعد.

«153.»

ترك عمدي رمي در روز

رمي جمرات ثلاث در شب، به معذورين اختصاص دارد و افرادي كه رمي در روز را عمداً ترك كرده‏اند، و جزء معذورين نبوده‏اند، بايد روز بعد قضاي آن را به‌جا آورند.

«154.»

شك در عدد رمي قبل از ذَبْح

بعد از انصراف از رمي، به شرط انتقال به عمل ديگر و صدق فراغ؛ به شك توجه نكند.

«155.»

آيا رمي از طرف معذورين،

نياز به اذن ايشان دارد؟

اگر ديگران از رفع عذر معذور، مأيوس باشند، مي‏توانند رمي كنند و اذن لازم نيست.

«156.»

افراد معذور در رمي روز يازدهم و دوازدهم آيا بايد در صورت امكان در شب رمي كنند، يا براي روز، نايب بگيرند؟

افرادي كه از رمي در روز معذورند، بايد شب رمي كنند.

«157.»

ترك رمي

ترك رمي جمرات ثلاث:

اگر كسي رمي جمرات را حتي عمداً ترك كند، معصيت كرده ولي به صحت حج او ضرر نمي‏زند.

ترك رمي جمره عقبه:

اگر كسي رمي جمره عقبه را در روز عيد عمداً ترك كند، به ترتيب اخلال وارد كرده كه در صورت اخلال، اعاده
لازم نيست.


 

 

قرباني

 

«158.»

تقسيم قرباني

بنابر احتياط مستحب تثليث نمايد.

«159.»

ذبح در شب

بنابر احوط در شب يازدهم جايز نيست و اگر در روز دهم ذبح نكرد، روز يازدهم كافي است.

«160.»

تأخير ذبح از روز عيد

بنابر احتياط مستحب تأخير نيندازد؛ و مي‏تواند در روزهاي تشريق هم قرباني كند.

 

«161.»

نيت ذبح

نيت وكيل كافي است و خود شخص احتياطاً نيت كند.

«162.»

ايمان ذابح

ايمان در صورتي شرط است كه ذابح را در انجام قرباني نايب كرده باشد و اگر خصوص ذبح را خواسته باشد [انجام دهد]، ايمان لازم نيست، ولي خودش بايد نيت كند؛ يعني قصد قرباني و قربت را داشته باشد.


 

 

حلق و تقصير

 

«163.»

حلق در سفر اول براي مردان

به احتياط واجب بايد حلق كند.

«164.»

حلق و تقصير در شب

بنابر احتياط واجب در روز باشد؛  و اگر در روز عيد ترك نمود، روز يازدهم بايد حلق كند؛

«165.»

تأخير حلق از روز عيد

زمان آن بنابر احتياط روز عيد است و تأخير تا آخر ايام تشريق جايز است.

«166.»

حلق و تقصير در فرض تأخير قرباني

اگر قرباني، به هر دليل از روز عيد تأخير افتاد، بنابر احتياط نمي‏تواند حلق كند و از احرام خارج شود بعد قرباني كند. بلكه ترتيب بين قرباني و حلق و اعمال مترتبه بر آن را بايد علي‏الاحوط مراعات كند.

«167.»

اگر محرم براي ديگري حلق، يا با چيدن مو، تقصير كند

محرم نبايد براي ديگري حلق يا تقصير كند ولي كافي است.

«168.»

اگر معلوم شود طواف و سعي باطل بوده

آيا اعاده تقصير لازم است

بنابر احتياط لازم است.

حلق در غير منيٰ

«169.»

حكم كسي كه در غير مني حلق كرده و اعمال بعد از حلق را انجام داده و سپس با احرام عمره مفرده شده چيست؟

1- در صورت غفلت ، جهل ، سهو و نسيان اعمال بعد از حلق صحيح و عمره مفرده نيز درست است.

 2- در صورت عمد صحيح نيست.

ترتيب بين اعمال پنج‏گانه مكه

«170.»

اگر كسي در اعمال مكه، طواف زيارت او باطل باشد آيا بايد سعي و طواف نساء را اعاده نمايد؟

بايد سعي و طواف نساء و نماز آن را هم اعاده نمايد.


 

 

طواف نساء

 

«171.»

تقديم طواف نساء بر تقصير

در عمره مفرده انجام طواف نساء قبل از تقصير، موجب بطلان عمره نمي‏شود، ولي بايد بعد از تقصير، در صورتي كه تقديم تقصير براي ضرورت نبوده است؛ طواف نساء اعاده شود و بدون آن، حرمت نساء باقي است.

«172.»

اكتفا به يك طواف نساء براي چند عمره

هر احرام، طواف نساء مستقل لازم دارد.

«173.»

نيت نايب در طواف نساء

طواف نساء را بايد به نيّت منوبٌ‏عنه به‌جا آورد؛

بيتوته در منا

«174.»

محاسبه نيمه‏شب شرعي

از غروب تا طلوع فجر.

«175.»

اكتفاي به بيتوته نيمه دوم شب

جايز است.

«176.»

كوچ كردن زنها پس از نيمه شب از مشعر به منا

زن‌ها كه كوچ كردن در روز براي آنان دشوار است مي‌توانند بعد از نيمه شب كوچ كنند.

احرام كودكان

«177.»

محرم نمودن كودك غير مميز، توسط وليً او مستحب است؛ به‏اين گونه كه به او لباس احرام بپوشاند؛ و نيت كند كه «اين طفل را محرم مي‏كنم براي حج»، يا «اين طفل را مُعْتَمِرْ مي‏كنم به عمره تمتع»؛ و اگر ممكن باشد، تلبيه را به او تلقين كند، و گرنه خودش به جاي او بگويد؛ و بايد وظايف و اعمال را مطابق وظيفه انجام دهد.

«178.»

مراد از وليّ در احرام كودك

همان وليّ شرعي است سرپرست بچه بايد مأذون از طرف ولي شرعي باشد مادر در اين مورد به منزله وليّ شرعي است.

«179.»

لزوم حفظ طفل از محرّمات احرام

بعد از محرم شدنِ طفل، وليّ [طفل] بايد او را از محرّمات احرام باز دارد، و اگر مميّز نيست، خود وليّ، او را از محرّمات حفظ كند.

«180.»

وضوي طفل و وظيفه وليّ در اعمال طفل

وليّ، بايد طفل را وادار كند كه تمام اعمال حج و عمره را به‏جا آورد و اگر طفل نمي‏تواند، خود او به نيابت از وي به‌جا آورد.

«181.»

احرام كودك مميّز بدون اذن وليّ

در صحت احرام كودك مميّز اذن وليّ شرط نيست.

«182.»

اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعي دهند، يا بخشي از طواف و سعي را در خواب باشد

غيرمميّز باشد اشكال ندارد.

«183.»

كودكي كه در بغل طواف داده مي‏شود، آيا بايد شانه چپش به طرف كعبه قرار داده شود؟

احتياط لازم آن است كه در صورت امكان طرف چپ كودك به طرف كعبه باشد.

«184.»

كودك مميزي كه خواب است، آيا بايد در ابتداي سعي، او را براي نيّت بيدار كنند. اگر در آغاز بيدار باشد و در بين راه بخوابد چه حكمي دارد؟

سعي از عبادات است و سعي در حال خواب صحيح نيست بايد او را بيدار كند.

«185.»

مقدار پوشش دختر بچه در هنگام طواف

بنابر احتياط به اندازه زنان بالغ باشد.

«186.»

كودك محرمي كه او را طواف مي‏دهند، آيا بايد بدن و لباس او پاك باشد؟ و چنانچه قبل از طواف، او را تطهير كنند، آيا براي يك طواف كافي است و وارسي بين طواف لازم نيست؟

بلي لازم است و وارسي در بين طواف لازم نيست.

بايد بدن و لباس كودك پاك باشد.


 

 

احكام متفرّقه

 

«187.»

نماز در حرمــين

تخيير بين قصر و اتمام

تخيير در همه مكه و مدينه.

«188.»

كسي كه در مجموع اقامت در مكه و مشعر و مني ده روز مي‌ماند و سپس به مكه بر مي‌گردد نماز در اين اماكن پس از بازگشت به مكه از نظر قصر و اتمام  چيست؟

1. نماز در مكه به دو صورت قصر و اتمام صحيح است.

2. نماز در غير مكه (در فرض مزبور) قصر است.

«189.»

كسي كه قصد كرده ده روز در مكه بماند و سپس به عرفات و مشعر و مني برود نمازشان در عرفات و مشعر و مني و پس از بازگشت از آن اماكن به مكه چيست؟

1. اگر مجموع مسافت رفتن به مكان هاي مذكور و برگشتن به مكه به مقدار مسافت شرعي است نماز در آن مكان ها قصر است و گرنه تمام است.

2. نماز در مكه در فرض اوّل تمام و در فرض دوم تخيير است.

«190.»

شخصي که قصد اقامۀ ده روز در مکه را دارد و مي­داند بين ده روز به عرفات؛ يا جاي ديگر – که کمتر از مسافت شرعي است – مي­رود، آيا وحدت محل در تحقق اقامه او شرط است؟ و اقامه محقق نمي­شود؟ يا شرط نيست و اقامه اش محقق مي­شود؟

1. کسي که محل واحد را جهت اقامۀ ده روز معين کرد مي‌تواند به مدت کوتاه به کمتر از مسافت رفت وآمد کند مثلاً به عرفات برود.

2. کسي که قصد دارد در مکه و عرفات تردد کند؛ به طوري که محل اقامه او مجموع دو جاست؛ نه خصوص مکه، مسافر است؛ هر چند در مکه مي­تواند نماز را تمام بخواند؛ ولي در عرفات و منا بايد آن را به صورت قصر اقامه کند.

«191.»

نماز جماعتِ غير استداره‏اي

با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند.

«192.»

نماز جماعت استداره‏اي

در صورتي كه نزديك‏تر از امام به كعبه نباشد؛ نياز به اعاده ندارد.

«193.»

سجده بر فرش

سجده بر فرش در مسجدالنبي مانع ندارد و مهر گذاشتن جايز نيست و لازم نيست در جايي كه سنگ است نماز بخوانند و يا حصير يا نحو آن با خود ببرند، و از انجام عملي كه موجب هتك و انگشت‏نما شدن باشد اجتناب نمايند ؛ ولي هرگاه به سهولت بتواند روي سنگ‏هاي مسجد نماز بخواند، آن را ترك نكند.



[1] ـ 60 سال قمري به سال شمسي 58 سال و 78 روز و 50 سال قمري به سال شمسي 48 سال و 186 روز مي‌شود.