نمایشگر دسته ای مطالب
بازگشت به صفحه کامل

دستمايه هاي موفقيت علامه طباطبايي از منظر آيت الله جوادي آملي

 
 
دستمايه هاي موفقيت علامه طباطبايي از منظر آيت الله جوادي آملي
 
علامه طباطبايي(ره) چند اثر شاخص دارند، که بيشتر از ساير آثار ايشان مورد توجه قرار گرفته‌است.يکي ازآنها تفسير الميزان است، که در 20 جلد و طي 20 سال به زبان عربي تاليف شده‌است. در اين تفسير، از روش «تفسير قرآن به قرآن» استفاده شده‌است، و علاوه‌بر تفسير آيات و بحث‌هاي لغوي در بخش‌هايي جداگانه با توجه به موضوع آيات مباحث روايي، تاريخي، کلامي، فلسفي و اجتماعي نيز دارد.
 
حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي که در خيلي مواقع از صاحب تفسير الميزان به سيدنا الاستاد ياد مي کنند، امسال نيز ضمن حضور در يازدهمين همايش اساتيد تفسير حوزه علميه قم در دار القرآن علامه طباطبايي به رموز کليدي موفقيت مرحوم علامه طباطبايي(ره) در جهت کسب توفيقات الهي از جمله ارائه رهاوردهاي تازه در تفسير الميزان پرداختند و ما نيز بمناسبت 24آبان ماه روز بزرگداشت آن علم وارسته در نوشتار ذيل به اهم آنها اشاره و از نظر مي گذرانيم:
 
ترجيح زندگي کوثري بر زندگي تکاثري 
انسان جهت کسب فيوضات الهي بايد ظرفيت دروني و معنوي خود را با کسب فضايل ديني و اخلاقي و دوري از رذايل افزايش دهد.به نظر حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي، معنويات، علوم و معارف الهي تنها ظرفيت انسان را پر نمي کند بلکه ظرفيت انسان را افزايش مي دهد. 
يکي از مواردي که باعث شد مرحوم علامه طباطبايي اين توفيق را پيدا کند و يک مفسر ناب شده و رهاوردي تازه ارائه دهند، سرّش زندگي قرآني اين عالم ديني بود.شاگرد علامه در توضيح اين مطلب ابراز داشتند:
 
قرآن کريم مردم را به دو گروه تقسيم کرده و مي فرمايد: گروهي در دنيا زندگي مي کنند لذا گرفتار تکاثر هستند و گروه دوم افرادي هستند که چون سيدنا الاستاد(ره) بر روي زمين و زير آسمان زندگي کرده و از آب و هوا و درختان استفاده مي کنند و فکرشان کوثري است.
 
تبيين و تفاوت شاخصه هاي هر دو گروه از منظر ايشان:
 يکم) بنظر صاحب تفسير تسنيم، يکي از شاخصه هاي ايندو گروه در شناخت از هستي شناسي و معرفت شناسي آنهاست زيرا کساني که گرفتار تکاثرند اگر از هستي شناسي سخن بگويند سر از پوچ گرايي در مي آورند و اگر دم از معرفت شناسي بزنند،از وهمي و خيالي بودن عالَم سخن مي گويند. ولکن گروه دوم که فکرشان کوثري است اگر از هستي شناسي سخن بگويند فيلسوف متکلم مي شوند و اگر به معرفت شناسي بپردازند از وهم و خيال گذشته و از مرحله علم عادي نيز عبور مي کنند.
 
دوم)کسانيکه در دنيا زندگي مي کنند يا در مسير صراط نبوده و نيستند و يا اگر باشند در حد عدل و علم اند اما کساني که در زمين زندگي مي کنند اهل عقل و حقيقت است، از همين رو در هستي شناسي و معرفت شناسي نظر دقيق دارند؛ قرآن کريم هم بين اين دو گروه فرق جدي قرار داده است.
بنابراين حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي که افتخار تلمّذ از محضر استادي چون علامه طباطبايي(ره) را داشته است، شرط پرورش قرآني انسانها را چنين مطرح فرموده اند:
 
قرآن اين هنر را دارد که انسان ها را بپروراند البته به شرطي که انسان در تکاثر زندگي نکند و در اختيار کوثر باشد،زيرا کسي که اهل تکاثر است به يقين نمي تواند کوثر را درک کند.انسان بايد بداند که در دنيا زندگي مي کند يا در زمين و مادامي که انسان در دنيا باشد فقط يارانه مي گيرد اما اگر در زمين باشد همانند علامه طباطبايي فرشته‌ها هميشه بر او آيات الهي را هديه مي‌آورند و با آيات الهي زندگي خواهيم کرد.
 
برخورداري از حيات طيّبه و دوري از اعتباريات دنيوي
حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي يکي ديگر از دستمايه هاي استاد بزرگوار خود را برخورداري حضرت علامه از حيات طيّبه مي دانند. ايشان کسب اين حيات را علاوه بر شاخصه قبلي، عرضه تمام نيازها به پيشگاه قرآن معرفي کرده و در اين راستا بيان داشتند:
حضرت علامه سعي کرد تا در دنيا زندگي نکند، از همين رو عناوين اعتباري براي اين عالم ديني جذابيت و جاذبه نداشت.ايشان اعتقاد دارند که اگر کسي مي خواهد در خدمت قرآن باشد بايد زندگي خود را قرآني کند.
 
حيات طيّب اين است که انسان تمام نيازهاي روز را فهرست کند و به پيشگاه قرآن کريم ببرد و از قرآن کريم هم جواب بگيرد سپس جواب اين نياز را با گفتار يا نوشتار به جامعه منتقل کند تا مظهر هو الحي الذي لا يموت شود.
 
ارتباط مستمر با قرآن و دوري از خواب غفلت
ديگر موضوع شاخص در زندگي نوراني اين عالم فرزانه از نگاه ايشان ،بيداري هميشگي علامه طباطبايي در پرتو ارتباط با قرآن است.ايشان معتقدند نور قرآن کريم انسان را به عقيق يمن تبديل مي کند و سبب رشد او مي گردد و در نتيجه بيداري خاصي به انسان هديه مي شود که مي تواند با ملائکه نيز مصافحه کند.
 
 معظم له در توضيح اين بحثبا اشاره به سخني از امام صادق(ع) بيان داشتند: 
 
امام صادق(ع) درباره علت خسته نشدن از خواندن قرآن فرمودند: مگر شما از وجود آفتاب و هوا خسته مي‌شويد؟! حضرت با اين سخن خود بيان مي‌کنند که اگر کسي در دل خود ذره‌اي آمادگي داشته باشد نور آفتاب او را به صورت لعل درمي آورد و او را به عقيق يمن تبديل مي کند؛ همچنين خاصيت نور اين است که سبب رشد انسان مي شود.
 
قرآن حيات و بيداري را به انسان ها مي دهد؛ لذا مؤمن هميشه بيدار است و اگر مي خوابد با اين هدف است که در خواب رويايي از سوي حق و حقيقت ببيند. در روايات هم آمده است که اگر انسان مراقبت بيشتري کند با ملائکه مصافحه مي کند.
 
ايشان عنوان کردند: کلام خداوند متعال انسان را زنده نگه داشته و او را تغذيه مي کند و بالا مي برد، از همين رو به اساتيد بزرگوار تفسير توصيه کردند که  به جاي هفته اي يکبار تفسير گفتن چند روز را به اين کار تخصيص دهند؛چرا که انسان بايد با اعتصام به حبل الهي خود را به درجات عاليه برساند.