نمایشگر دسته ای مطالب
بازگشت به صفحه کامل

جلسه درس اخلاق (1395/04/17)

Loading the player...

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

«الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بيته الأطيبين الأنجبين، سيّما بقيّة الله في العالمين، بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّء الي الله».

مقدم شما بزرگواران و برگزاركنندگان مراسم عيد فطر را گرامي مي‌داريم. از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم اعمال و عبادات همه علاقه‌مندان قرآن و عترت مخصوصاً شما برادران و خواهران بزرگوار را به أحسن وجه بپذيرد و كساني كه در اين مدت به اين مسجد و حسينيه خدمات صادقانه ارائه كردند ذات اقدس الهي پاداش دنيا و آخرت مرحمت كند! به همه خدمتگزاران مساجد و حسينيهها در سراسر جهان تشيّع سعادت و سيادت دنيا و آخرت مرحمت بفرمايد!

ماه مبارك رمضان كه گذشت طبق بيان نوراني امام صادق(سلام الله عليه) «سالي كه نكوست از بهارش پيداست»؛[1] اين حرف را افراد عادي مي‌زنند که بهارشان فروردين است؛ اما وجود مبارك امام صادق اين حرف را مي‌زند براي اينكه بهار مؤمنين ماه مبارك رمضان است. افراد عادي سال نوي آنها از فروردين شروع مي‌شود، تقريباً اين يك رشد گياهي است؛ حيات گياهي به اين است كه از فروردين جامهٴ نو در برمي‌كنند سبز مي‌شوند و به فكر شكوفايي و ميوه دادن‌ هستند که اوّل سال آنهاست، باران رحمت هم اگر در بهار ببارد مي‌گويند «سالي كه نكوست از بهارش پيداست»؛ اما وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليه) طبق نقل مرحوم سيدبن‌طاووس در كتاب شريف اقبال فرمودند ماه مبارك رمضان اوّلين ماه از دوازده ماه سال است و اوّل ماه مبارک رمضان هم «رَأْسُ السَّنَة» است. ماه مبارك رمضان «غُرَّةُ الشُّهُور»[2] است، يك؛ «رَأْسُ السَّنَة» است، دو; چه در روايات, چه در ادعيه اين دو عنوان براي ماه مبارك رمضان هست كه اوّل سال، ماه مبارك رمضان است يا اوّلين ماه از دوازده ماه, ماه مبارك رمضان است. حضرت فرمود: «سالي كه نكوست از بهارش پيداست»، ماه مبارك رمضان، بهارِ يازده ماه ديگر است و در اين ماه، سفره ضيافت و مهماني خدا پهن است، چه ماهي از ماه مبارك رمضان بهتر! چه بهاري از بهار رمضان بهارتر! فرمود: «إِذَا سَلِمَ شَهْرُ رَمَضَانَ سَلِمَتِ السَّنَةُ»؛[3] فرمود اوّل سال که سالم شد تا آخر سال سالم است, اوّلين ماه كه سالم بود يازده ماه ديگر سالم است و ذات اقدس الهي اوّلين ماه را كه ماه مبارك رمضان است سعي كرد ما را به مهماني دعوت كند تا يازده ماه ديگر اين ضيافت را همچنان حفظ كنيم, اين اصل اوّل بود كه از نظر ائمه(عليهم السلام) اوّل سال، اوّل ماه مبارك رمضان است، ماه مبارك رمضان بهار انسان‌هاي مؤمن است كه انسان بايد ذخيره كند كه اميدواريم ما اين يازده ماه ديگر را در سايه اين ذخيره حفظ كنيم!

مطلب ديگر آن است كه آنچه ما در اين ماه كسب كرده‌ايم ـ در بحث قبل به عرض شما رسيد ـ يک ضيافت متقابل است؛ خدا فرمود من گرچه با همه هستم اما شما را به عنوان مهمان دعوت كردم، اگر مرا هم به عنوان مهمان دعوت كنيد حاضرم بيايم! ماه مبارك رمضان يك زمان ضيافت است كه انسان مهمان خداست و جزء «ضيوف الرّحمان»[4] است و سرزمين وحي هم كه مكه است آن‌جا حاجيان و معتمران جزء «ضيوف الرّحمان»[5] هستند، آن‌جا مكان مهماني است و اين‌جا هم زمان مهماني است؛ فرمود من در هر دو جا شما را به عنوان مهمان دعوت كردم و پذيرايي هم مي‌كنم، اما اگر مرا هم به عنوان مهمان دعوت كنيد من مي‌آيم، اما من مهمان قلب شكسته‌ام! اين حديث قدسي از غُرر رواياتي است كه ما را به ميزباني حق دعوت مي‌كند که شما سعی کنيد ميزبان خدای سبحان باشيد، فرمود: «أَنَا عِنْدَ الْمُنْكَسِرَةِ قُلُوبُهُم‏»؛[6] هر جا دل شكسته است من مهمان آن دلم، اين راه دارد! ما وقتي احساس كنيم چيزي در اختيار نداريم مي‌شويم دلشكسته؛ چون هر چه داريم از خارج است و بعد همه را هم از ما مي‌گيرند. اين بيان نوراني امام سجاد(سلام الله عليه) را در دعاي «عرفه» صحيفه سجاديه[7] بخوانيد، امام سجاد(سلام الله عليه) دو فرمايش دارند که مثل همه فرمايشات اينها حق است و صدق؛ بياني دارد بالاي منبر شام که فرمود مردم! در تمام كُره زمين مردي به عظمت من نيست که درست هم گفت! «أَنَا ابْنُ [كذا]»؛[8] ما رفتيم که حكومت ستم را سرنگون كنيم، رفتيم و برگشتيم و پيروز برگشتيم ما رفتيم نام پيغمبر را زنده کرديم، خودش را معرفي كرد. فرمود در شرق عالم, غرب عالم مردي به عظمت من نيست که اين را هم درست گفت.

 يك بيان نوراني هم در دعاي «عرفه» دارد كه در صحيفه سجاديه است آن را با خداي خود در ميان مي‌گذارد؛ عرض كرد خدايا در تمام روي زمين موجودي ـ نه مردي ـ موجودي پَست‌تر از من نيست: «وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الْأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ وَ مِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا»؛ خدايا آبرويي كه دارم از توست، تو اگر آن را از من بگيري من چه دارم؟! در بالاي منبرِ مسجد شام فرمود مردي به عظمت من نيست, در دعاي «عرفه» كه در صحيفه سجاديه است عرض كرد موجودي پَست‌تر از من نيست، چون هر چه که دارم از توست، اگر بگيري من چه دارم! اگر ما با اين ديد باشيم كه هر چه داريم احترام كنيم, حفظ كنيم, كشورمان را, عزّتمان را, مملكتمان را, دولتمان را اينها عزت ماست که بايد حفظ كنيم، اما بايد بدانيم نسبت به ذات اقدس الهي هيچ هستيم و اگر اين احساس در ما پيدا شد يك قلب شكسته است و اين قلب شكسته هم ميزبان خداست «أَنَا عِنْدَ الْمُنْكَسِرَةِ قُلُوبُهُم‏»، وقتي خدا با ما باشد ما هيچ هراسي نداريم! يك بيان نوراني ديگري از وجود مبارك امام سجاد مرحوم كليني نقل كرد که فرمود: «لَوْ مَاتَ مَنْ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ يَكُونَ الْقُرْآنُ مَعِي‏»،[9] اين را مرحوم كليني در جلد دوم كافي از وجود مبارك امام سجاد نقل كرد؛ فرمود اگر من تنها در روي زمين باشم و هيچ‌كسی نباشد وقتي در خدمت قرآن هستم هيچ هراسي ندارم! اين قرآن كريم به ما آموخت كه دو كتاب را خدا براي شما قرار داد: يكی كتاب تدوين است که گاهي به صورت تورات است, گاهي به صورت انجيل است, گاهی به صورت صُحُف ابراهيم است, گاهي به صورت زَبور داود است و گاهي هم به صورت کلّ به نام قرآن كريم است، در قرآن كريم ما اين حرف‌ها را كه گفتيم ﴿إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولي‏ ٭ صُحُفِ إِبْراهيمَ وَ مُوسي‏﴾؛[10] ما حرف‌هاي مشتركي داريم كه به همه انبيا گفتيم، به همه اُمَم گفتيم و به شما هم مي‌گوييم، چون همه شما در فطرت سهيم هستيد. اين كتاب آسماني است که ما را به اين كتاب دعوت كرده است، به تفسير مطالب اين كتاب دعوت کرده است. دوم يک كتاب تكويني است به نام آسمان‌ها و زمين، نظام سپهري است كه الآن همه ما بهره برديم از تلاش‌ها و كوشش‌هاي كساني كه جزء نخبگان اين مملكت‌ هستند كه خدا بر عزّت و توفيق آنها بيافزايد! اين را ما مي‌توانيم احيا كنيم كه اين كشور روي پاي خود بايستد و به بيگانه نيازمند نباشد و مستقل باشد. مستحضريد كسي كه توان ايستادگي ندارد بيگانه بر او مسلّط مي‌شود، ما با علم و عمل صالح مي‌توانيم روي پاي خود بايستيم و اينكه به ما گفتند قيام كنيد براي همين است! قرآن كريم ما را به علم و دانش دعوت كرده است که اين حرفي در آن نيست، فرمود عالِم بشويد، عاقل بشويد؛ اما فرمود كشور را علما اداره نمي‌كنند، كشور را عقلا اداره نمي‌كنند، كشور را ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾[11] اداره مي‌كنند، ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾[12] اداره مي‌كنند، اين نكته را خوب توجه كنيد! اگر كسي عالِم شد، اين شخص يا به درد حوزه مي‌خورد يا به درد دانشگاه! در قرآن كريم دو تعبير دارد: يكي اينكه علما مقامشان كذا ﴿إِنَّما يَخْشَي اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ﴾[13] يا عقلا كذا که بهره فراواني دارند اگر كسي عاقل بود اهلِ بهشت است, اگر كسي عالم بود اهل بهشت است، اما مملكت را عاقل اداره نمي‌كند, مملكت را عالم اداره نمي‌كند، مملكت را ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾ اداره مي‌كند, ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾ اداره مي‌كند. ما که قوم عالِم و عاقل نداريم! ما عرب داريم, عجم داريم، قوم يعني قائم به عقل! ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾ يعني «قائم بالعلم»! هزارها عالم آمدند يك قائم به علم در آنها درآمد که شده امام. با «عالِم» حوزه اداره مي‌شود، ولي انقلاب نمي‌شود! با «عاقل» دانشگاه اداره مي‌شود، ولي نظام اداره نمي‌شود! عقلا مشكل خودشان را حلّ مي‌كنند, علما مشكل خودشان را حلّ مي‌كنند؛ اما ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾ اين قوم به معني نژاد نيست! ما نژاد عرب و عجم و لُر و فارس و ترك داريم که همه اينها محترم‌ هستند، اما ما قوم عاقل يعني چه؟ شناسنامه كسي هم نوشته اين قوم عاقل است؟ قوم يعني قيام! تا نايستد و ايستادگي نكند قومِ عاقل نيست, قومِ عالم نيست. وجود مبارك وليّ عصر(ارواحنا فداه) كه جهان را اداره مي‌كند به آن لقبِ پرافتخارِ قيام است! معصوم جهان را اداره نمي‌كند ولو امام صادق باشد! وليِّ عصر كه مظهر اين نامِ قائم است اداره مي‌كند! اين سِمَت را اگر ذات اقدس الهي به امام دوم و سوم و چهارم تا امام يازدهم به هركدام هم مي‌داد میشد، چون همه اينها  يك نور هستند «کُلُّهُم نورٌ واحِد»[14] می‌باشند، فرقي كه ندارند اما اين مأموريت را ذات اقدس الهي به دوازدهمي داد، اگر به يازدهمي داد مي‌شد, به دهمي داد مي‌شد, به امام صادق، به امام کاظم يا به امام سجاد به هركدام که مي‌داد مي‌شد، اما فقط به ذات مقدس امام عصر داد، او چون قيام به عدل دارد جهان را اداره مي‌كند! فرمود كشور را كساني اداره مي‌كنند که ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾ هستند؛ يعني «قائم بالعقل» باشند, «قائم بالعلم» باشند، اين نخبگان، پرچمداران ريزند كه اگر يك «قائم بالعقل» و «قائم بالعلم» پيدا شد اينها او را همراهي مي‌کنند و ما در كشور به اينها نيازمنديم، اينها ستون‌هاي كوچكي می‌باشند كه در كنار آن ستون بزرگ مي‌توانند خيمه دين را حفظ كنند؛ آن ستون اصلي را كه زير خيمه است اگر بتوانند حفظ كنند، آن وقت علماي حوزه اداره مي‌كنند, , دانشگاهيان اداره مي‌كنند نخبگان حوزه، نخبگان دانشگاه اينها اداره میکنند، توده مردم هم که يقيناً تأييد مي‌كنند. ذات اقدس الهي فرمود: ﴿إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾؛[15] آسمان را هم قوم عاقل اداره مي‌كند! ﴿أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ﴾؛[16] آسمان را نگاه نمیكنيد؟! آسمان را هم اگر كسي بخواهد اداره كند منجّم و ستاره‌شناس و سپهرشناس و اينها اداره نمي‌كنند، بلکه ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾, ﴿لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾, ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾. به ما گفتند عدل يك چيز خوبي است در سوره مباركهٴ «نحل» دارد كه ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ﴾[17] هر كس که عادل بود مشكل خودش را حلّ مي‌كند؛ اما با عدل و با افراد عادل كشور اصلاح نمي‌شود! در سوره مباركهٴ «حديد» فرمود انبيا آمدند از اين بالاتر ﴿لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾؛[18] تا افراد به عدل قيام كنند؛ عدلِ نشسته مشكل را حلّ نمي‌كند، بلکه عدلِ ايستاده مشكل را حلّ مي‌كند، بعد فرمود اگر مسئوليت قضايي داشتيد يا مسئوليت‌هاي سنگينی داشتيد قائم به عدل هم باشيد مشكل را حلّ نمي‌كند ﴿كُونُوا قَوَّامينَ بِالْقِسْطِ﴾،[19] بايد كمر را محكم ببنديد تا كشور را حفظ كنيد، آن وقت اين كشور میشود مستقل؛ نه به غرب وابسته است و نه به شرق وابسته است که مي‌شود عزت و مي‌شود استقلال! اين دعاي روز عيد را كه ملاحظه فرموديد, فرمود اين عيد است «جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِينَ عِيداً»[20] اما براي اهل بيت «ذُخْر» است و «شرف» است و «كرامت» است و «مزيد»،[21] بعد به ما دستور دادند بگوييم خدايا هر چه به اهل بيت دادي به ما بده! يعني «ذُخْر» بده, «شرف» بده, «كرامت» بده, «مزيد» بده. مي‌بينيد اين سه بخش از آيات قرآن كريم گاهي ما را به عدل دعوت مي‌كند؛ اما عدلِ نشسته مشكل نشسته‌ها را حلّ مي‌كند و عدل ايستاده مشكل ايستاده‌ها را حلّ مي‌كند؛ اما عدل كساني كه «قوامين بالقسط» هستند هيچ کسی نمي‌تواند آنها را منحرف كند؛ مثل امام(رضوان الله عليه) او مي‌تواند كشور را حفظ كند، ما هم می‌توانيم چنين باشيم! نخبگان ما هم مي‌توانند اين‌طور باشند كه ديگر هيچ كسي در اين مملكت نفوذ نكند و طمع نكند يك; و كسي هم از اين كشور به بيگانه توجه نكند دو; نه به جاي ديگر برود سه; آن وقت حيف است كشورِ خودش را رها كند! به ما گفتند طرزي زندگي كنيد كه هيچ بيگانه‌اي در شما طمع نكند، ببينيد اين كتاب چقدر بوسيدني است! فرمود: ﴿وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً﴾،[22] اين امر غايب است؛ يعني طرزي زندگي كنيد كه حتماً بيگانه در شما احساس قدرت كند، نفرمود «اُغلظوا عليهم» که شما خشن باشيد! الآن اين كوه دماوند با ما چه حرفي دارد؟ حرفش اين است كه هر خدماتي كه از من بيايد، سينه‌ام را سپر كردم برف و تگرگ و يخ را مي‌گيرم و در خودم ذخيره مي‌کنم، به تدريج از دامن من چشمه‌ها مي‌جوشد، تمام اين بخش‌ها که در دامنه سلسله جبال البرز هستند از همين قلّه استفاده مي‌كنند، فرمود من خدمات به اينها مي‌دهم، شما كه نمي‌توانيد آن برف و سرما را تحمل كنيد، من تحمل مي‌كنم اين برف‌ها و يخ‌ها را به سينه مي‌خرم، ذخيره می‌کنم و به تدريج چشمه میکنم و تحويل شما مي‌دهم. پيام ديگر اين قلّه اين است كه هيچ كسي نمي‌تواند به جنگ من بيايد، خودش را خسته می‌كند! هيچ عاقلي که با بيل و كلنگ به جنگ قلّه دماوند نمی‌رود؟ فرمود شما اين‌طور باشيد: ﴿وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً﴾ نه «اُغلظوا عليهم»؛ نه اينکه خشن باشيد! طرزي باشيد كه ديگران حتماً در شما احساس قدرت كنند، اين امر غايب است امر حاضر كه نيست! نگفت شما خشن باشيد، فرمود طرزي زندگي كنيد كه بفهمند شما نفوذناپذيريد، اين هم شد دعاي روز عيد فطر براي اينكه ما گفتيم عظمت براي شماست, «ذُخْر» و «شرف» و «كرامت» و «مزيد» براي شماست، بعد هم مي‌گوييم خدايا هر چه به اهل بيت دادي ما هم شاگردان آنها هستيم، به اندازه لياقت ما هم به ما بده! ما «ذُخْر» و «شرف» و «كرامت» و «مزيد» مي‌خواهيم، اينها براي نماز عيد فطر است, براي دعاهاي ماه مبارك رمضان است كه اوّلين ماه از دوازده ماه سال ماست و ما طبق بيان نوراني امام صادق(سلام الله عليه) كه فرمود: «إِذَا سَلِمَ شَهْرُ رَمَضَانَ سَلِمَتِ السَّنَةُ»؛ يعنی «سالي كه نكوست از بهارش پيداست»، فرمود اوّلِ سال خوب است، تا آخر سال که شما مهماني را بايد حفظ كنيد ـ ان‌شاءالله ـ حفظ بكنيد.

من مجدداً مقدم شما بزرگواران را گرامي مي‌دارم از هيئت امنا از همه مهمانداران و پذيرايیکنندگان مسجد و حسينيه حق‌شناسي مي‌كنيم! از همه بزرگواراني كه در اداره اين حسينيه تلاش و كوشش كردند سپاسگزاريم. از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم اعمال و عبادات همه شيعيان را مخصوصاً شما بزرگواران را به أحسن وجه بپذيرد!

امر فرج وليّ‌‌اش را تسريع بفرمايد!

نظام ما, رهبر ما, مراجع ما, ملت و دولت و مملكت ما را در سايه امام زمان حفظ بفرمايد!

روح مطهر امام راحل و شهدا را با اوليای الهی محشور بفرمايد!

خطرات داعشی و سلفی و تکفيری را به استکبار و صهيونيست برگرداند!

مشكلات دولت و ملت و مملكت مخصوصاً در بخش اقتصاد و ازدواج جوانها را به بهترين وجه حلّ بفرمايد!

جوانان مملکت و فرزندان ما را تا روز قيامت از بهترين شيعيان اهل بيت عصمت و طهارت قرار بدهد!

بين ما و قرآن و عترت در دنيا و برزخ و قيامت جدايي نيندازد!

اين نظام را تا ظهور صاحب اصلی آن از هر خطری محافظت بفرمايد!

همه حوايج مشروعه شما برادران و خواهران را به بهترين وجه برآورده بفرمايد!

«غفر الله لنا و لکم والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته»

 


[1]. ديوان اشعار شيخ بهايي،  رباعيات، رباعي16؛ «تا منزل آدمي سراي دنياست ٭٭٭ کارش همه جرم و کار حق، لطف و عطاست

خوش باش که آن سرا چنين خواهد بود ٭٭٭ سالي که نکوست، از بهارش پيداست».

[2]. الكافي(ط ـ الإسلامية)، ج4، ص66؛ «...فَغُرَّةُ الشُّهُورِ شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَان...‏».

[3]. الإقبال بالأعمال الحسنة(ط ـ الحديثة)، ج‏1، ص31؛ «...مَوْلَانَا الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامْ أَنَّهُ قَالَ إِذَا سَلِمَ شَهْرُ رَمَضَانَ سَلِمَتِ السَّنَةُ وَ قَالَ رَأْسُ السَّنَةِ شَهْرُ رَمَضَان‏».

[4]. امالی(للصدوق)، ص93؛ «قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ و...».

[5]. الكافي(ط ـ الإسلامية)، ج4، ص189؛ «...أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام سُئِل ‏... قِيلَ لَهُ فَلِمَ حُرِّمَ الصِّيَامُ أَيَّامَ التَّشْرِيقِ قَالَ لِأَنَّ الْقَوْمَ زُوَّارُ اللَّهِ وَ هُمْ فِي ضِيَافَتِهِ وَ لَا يَجْمُلُ بِمُضِيفٍ أَنْ يُصَوِّمَ أَضْيَافَه‏».

[6]. منية المريد، ص123.

[7]. الصحيفه السجاديه، دعای47.

[8]. بحارالانوار، ج45، ص138؛ «أَيُّهَا النَّاسُ أَنَا ابْنُ مَكَّةَ وَ مِنَی أَنَا ابْنُ زَمْزَمَ وَ الصَّفَا أَنَا ابْنُ مَنْ حَمَلَ الرُّكْنَ بِأَطْرَافِ الرِّدَا أَنَا ابْنُ خَيْرِ مَنِ ائْتَزَرَ وَ ارْتَدَی أَنَا ابْن‏...».

[9]. الكافي(ط ـ الإسلامية)، ج2، ص602.

[10]. سوره أعلی, آيات18 و 19.

[11]. سوره بقره, آيه230.

[12]. سوره بقره, آيه164.

[13]. سوره فاطر, آيه28.

[14] . ر.ک: الغيبة(للنعماني)، ص93؛ «يَا مُحَمَّدُ إِنِّي خَلَقْتُ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ‏ نُورٍ وَاحِد...».

[15]. سوره نحل, آيه67.

[16]. سوره روم, آيه8.

[17]. سوره نحل, آيه90.

[18]. سوره حديد, آيه25.

[19]. سوره نساء, آيه135.

[20]. من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص513؛ إقبال الأعمال(ط ـ القديمة)، ج‏1، ص289.

[21]. إقبال الأعمال(ط ـ القديمة)، ج‏1، ص289؛ «ذُخْراً وَ شَرَفاً [وَ كَرَامَةً] وَ مَزِيداً».

[22]. سوره توبه, آيه123.