نمایشگر دسته ای مطالب
بازگشت به صفحه کامل

جلسه درس اخلاق (1392/06/14)

Loading the player...

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقيّة الله في العالمين بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّءُ الي الله!

مقدم شما مهمانان بزرگوار را گرامي مي‌داريم حضور علماي بزرگوار, اساتيد فرهيخته و برادران بزرگوار وزارت دفاع و ساير عزيزان و طلاّب و برادران و خواهران را ارج مي‌نهيم اميدواريم ذات اقدس الهي سعي بليغ همه شما بزرگواران را كه در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها تلاش و كوشش كرده و مي‌كنيد مشكور وليّ عصر(ارواحنا فداه) قرار بدهد!

ماه پربركت شوال از آن جهت كه با بيانات نوراني امام صادق(عليه افضل صلوات المصلّين) مزيّن است فيوضات فراواني دارد و از آن جهت كه ماه شهريور شهداي فراواني داشتيم كه همه اينها ـ ان‌شاءالله ـ با اولياي الهي محشورند از اين جهت براي ما ماه شريف و عظيمي است كه شهادت اينها را هم بايد گرامي بداريم به بركت شهادت اينها اين نظام ـ به لطف الهي ـ مستقر شد و اميدواريم تا ظهور صاحب اصلي‌اش از هر گزندي مصون بماند! شما بزرگواراني كه در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها تلاش و كوشش مي‌كنيد مستحضريد كه وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليه) برنامه‌اي داد كه وظيفه همه ما حوزويان و دانشگاهيان را روشن مي‌كند. بعد از اينكه متأسفانه غدير به سقيفه تبديل شد جلوي نشر احاديث گرفته شد يعني ديني كه با قرآن و عترت و سنّت اهل بيت(عليهم السلام) سامان مي‌يافت تك‌بُعدي شد يعني شعار «حسبنا كتاب الله»[1] رسمي شد «إنّي تارك فيكم الثقلين»[2] رخت بربست و «حسبنا كتاب الله» رسمي شد اين مطلب اول; اين اوّلين پديده تلخي بود كه نتيجه تبديل غدير به سقيفه بود, بعد از اينكه تك‌بُعدي شد يعني «إنّي تارك فيكم الثقلين» كه قرآن و عترت با هم بودند به صورت «حسبنا كتاب الله» در آمد آنها كه مفسّران اصلي قرآن كريم بودند منزوي شدند قرآن هم كه به عنوان قانون اساسي رسمي مسلمان‌ها مطرح است در دست كساني قرار گرفت كه مزدوران حكومت اموي و مرواني بودند اينها به جاي اينكه متشابهات قرآن را به محكمات برگردانند, متشابهات قرآن را مطابق با ميل حكومت عصر معنا مي‌كردند آن‌گاه از توحيد تا ساير فروع, مشكلات فراواني پيش آمد. اينكه مي‌بينيد الآن متأسفانه سلفي اين‌طور فكر مي‌كند تكفيري اين‌طور فكر مي‌كند اين همه خطرات را بر امت اسلامي تحميل كردند براي اينكه نگذاشتند توحيد, درست معنا بشود. مسئله اختيار كه بين جبر و تفويض است رخت بربست و جبر احيا شد چون مكتب جبر, توجيه‌گر خوبي است براي ظلم حاكمان. مرحوم حاج آقا رضاي همداني(رضوان الله عليه) در اين كتاب شريف مصباح الفقيه درباره اينکه مرحوم كاشف‌الغطاء فتوا داد كه قائلان به جبر کافر‌ند قائلان به تفويض کافرند[3] فرمودند جبر و تفويض از مسائل پيچيده نظري اسلام است ـ شما مي‌بينيد مرحوم آخوند صاحب كفايه خب او در فقه و اصول فحلي است وقتي به جبر و تفويض مي‌رسد مي‌گويد: «قلم اينجا رسيد سر بشكست»[4] ـ يك مسئله ضروري نيست نظريِ پيچيده عميق است حالا اگر كسي در اين مسئله اشتباهي كرد اين‌چنين نيست كه آلوده باشد.[5] جريان جبر را حكومت اموي ترويج كرد چون مكتب جبر چيزي است كه توجيه‌گر ظلم طاغيان است هر حادثه‌اي كه در كشور پيش بيايد اينها مي‌گويند خواست خداست در حالي كه ذات اقدس الهي در چند آيه به صورت محكمات قرآن فرمود: ﴿إِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا﴾,[6] ﴿إِن تَعُودُوا نَعُدْ﴾,[7] ﴿جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا[8] جبر را كه هنوز هم كه هنوز است اشاعره پيرو مكتب جبرند در زمان اموي‌ها ترويج كردند اين متشابهات قرآن را گرفتند به جاي اينكه به محكمات برگردانند به خواسته حكومت تفسير كردند ﴿يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ[9] را گرفتند بدون اينكه به آن مسائل اساسي هدايت و ضلالت مراجعه كنند به ميل حكومت طاغيان اموي تفسير كردند شده مكتب جبر. از اين كارها تا عصر امام صادق(صلوات الله و سلامه عليه) فراوان شد منشأش اين بود كه اين ديني كه به وسيله قرآن و اهل بيت(عليهم السلام) بايد شرح مي‌شد, تك‌بعدي شد شده «حسبنا كتاب الله» آنها كه مفسّران راستين قرآن بودند خانه‌نشين شدند تفسير قرآن به دست كساني افتاد كه مطابق خواست حكومت اموي معنا مي‌كردند لذا اينكه مي‌بينيد الان توسل را شرك مي‌دانند درخواست و مسئلت در كنار قبور اهل بيت را شرك مي‌دانند بقاياي همانهاست که به اينها رسيده است آنچه از خطراتي كه امروز از سلفي‌ها و تكفيري‌ها دامنگير امت اسلامي شد در اثر همان تك‌بعدي كردن است. وجود مبارك امام سجاد(سلام الله عليه) در دعاي ختم قرآن عرض كرد خدايا! اين قرآن سه بخش دارد: بخشي دارد كه ظاهر آيات قرآن است كه شما بر وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) نازل كرديد «أنزلته علی نبيک محمد صلّی الله عليه و آله مُجملاً» بخش ديگر تفسير اين قانون اساسي است مثلاً در قرآن آمده نماز اقامه کنيد روزه بگيريد حج اقامه کنيد اما نمازهاي پنج وقت را چگونه بخوانيد يا روزه را چگونه بگيريد يا حج را چگونه انجام بدهيد همه اين معارف و احكام و حِكم را به وجود مبارك رسول گرامي آموختي و علمش را به او الهام كردي «الهمتَه عِلمَ عجائبه مکمّلاً» اين دو بخش. بخش سوم آن است كه ما وارثان اين علوم هستيم ما كه وارثان اين علوم هستيم سعي مي‌كنيم از قرآن بهره‌هايي ببريم كه كوه نمي‌تواند ببرد[10] اين وظيفه ما حوزويان و همچنين شما بزرگواران دانشگاهي را روشن مي‌كند كه قرآن بايد در جامعه بيايد اما نه تنها ترجمه قرآن, نه تنها تفسير فارسي و روان و قابل دسترس همگان، وجود مبارك امام سجاد فرمود ما از قرآن مي‌خواهيم بهره‌اي بگيريم كاري بكنيم كه از كوه ساخته نيست شما در سوره مباركه حشر فرمودي: ﴿لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَي جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ[11] ما اگر اين قرآن را بر كوه نازل مي‌كرديم كوه توان تحمل آن را نداشت ما مي‌خواهيم كاري بكنيم كه كوه نمي‌تواند آن كار را انجام بدهد تفسير يعني تفسير, قرآن يعني قرآن; اين را مي‌گويند قرآن و اين را وجود مبارك امام سجاد فرمود, ائمه ديگر فرمودند و اين را وجود مبارك امام صادق باز كرد. ما عالمان دين وظيفه‌مان همين سومي است در اين رشته كار بكنيم تا ـ ان‌شاءالله ـ غدير را به پايگاه اصلي‌اش برگردانيم و سقيفه را كلاً تعطيل كنيم.

به هر تقدير وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليه) اين كار را كرد تا آنجا كه مقدور بود غدير را احيا كرد وقتي غدير احيا شد «إنّي تارك فيكم الثقلين» احيا شد وقتي «إنّي تارك فيكم الثقلين» احيا شد «حسبنا كتاب الله» رخت بربست; وقتي وجود مبارك امام صادق میخواهد استدلال كند به ابي‌بصير يا حمران‌بن‌اعين و اينها میفرمايد اينها از فلان آيه استنباط مي‌شود اين مطلب از فلان آيه استفاده مي‌شود راه اجتهاد و تفسير اجتهادي را به شاگردانش آموخت و فرمود اگر كسي شيعه من است و در شهري زندگي مي‌كند و كسي باورعتر از اوست او از ما نيست[12] يعني ما عالم‌پرور, عادل‌پرور, متّقي‌پرور و سرآمدپرور هستيم اين بيان نوراني امام صادق است فرمود شهري عده‌اي هم زندگي مي‌كنند شيعيان ما هم هستند اگر شيعه ما ممتاز نباشد از همه بهتر نباشد «ليس منّا» اين ما را دعوت مي‌كند تشويق مي‌كند ترغيب مي‌كند به فراگيري علم. فرمود شما اگر بخواهيد در شهري يا روستايي زندگي كنيد آن مسائل طبيعي را هم من براي شما مي‌گويم آن مسائل ماوراي طبيعي را هم مي‌گويم; مسائل طبيعي‌اش اين است كه جايي زندگي كنيد كه آب كافي, زمين حاصلخير, هواي طيّب و طاهر داشته باشد; اين هواي سالم, فضاي سالم, محيط سالم اينها از بيانات نوراني امام صادق است فرمود: «لا تَطِيبُ السُّكنيٰ إلاّ بثلاث الهواء الطيّب و الماء الغزير العذب و الأرض الخوّارة»[13] مي‌خواهي جايي زندگي كني, ببين جاي كشاورزي هست يا نه, هوايش سالم است يا نه, آب فراوان و سالم دارد يا نه اين دستور را فرمود, اينها جزء فرمايشات آن حضرت است سپس در ادامه فرمود: «لا يستغني أهل كلّ بلد عن ثلاثة يفزع إليهم في اُمر دنياهم و آخرتهم فإن عدموا ذلك كان همجا» فرمود سه مطلب است كه اگر جامعه‌اي فاقد آنها باشد اين جامعه متمدّن نيست زندگي‌اش هَمج‌ است ـ كه در نهج البلاغه فرمود: «همج رعاع أتباع كلّ ناعق»[14] ـ فرمود: «فقيهٍ عالم ورع و امير خيّر مُطاع و طبيب بصير ثقة»[15] فرمود فقيهي داشته باشيد عالمي داشته باشيد رهبري داشته باشيد مجتهدي داشته باشيد كه احكام و حِكم دين را بفهمد (يك) باور كند (دو) متخلّق بشود (سه) عمل كند (چهار) منتشر كند (پنج) اين «فقيهٍ عالم ورع»؛ دستگاه بهداشت و درمان شما هم بايد خودكفا باشد «و طبيبٍ بصير ثقة» امانت‌دار باشد رازدار باشد مشكلات همه را خوب بتواند تشخيص بدهد و حل كند؛ داشتن ارتش خوب, نظامي خوب, قدرت دفاعي خوب هم لازم است «أميرٍ خيّر مطاع». خب اين فرمايش امام صادق(صلوات الله و سلامه عليه) است اگر جهان اسلام اين سخن را گوش مي‌داد نه در مصر ما اين مشكل را داشتيم نه در كشورهايي كه انقلاب كردند و انقلابشان متأسفانه دارد سركوب مي‌شود نه در بحرين اين را داريم نه در سوريه آن را داريم اگر دين هست بايد با عقل و علم همراه باشد چون از دينِ بي‌عقل كاري ساخته نيست اگر علم است بايد با دين باشد شما ببينيد عده‌اي دين‌دار بي‌عقل و بي‌علم بودند ديروز گاليله را تهديد به سوزاندن كردند, امروز قرآن كريم را در همين كليسا مي‌سوزانند اين نتيجه دينِ بي‌عقل است گاليله را به جُرم اينكه گفت زمين حركت مي‌كند چه كسي تهديد به سوزاندن كرد همين مسيحي‌ها تهديد كردند همين اهل كليسا تهديد كردند قرآن كريم كه نور طيّب و طاهر است را چه كسي مي‌سوزاند همين كليسا مي‌سوزاند. اگر دين باشد و خردمداري و عقل و درايت و هوش نباشد اين يا تفتيش عقايد تشكيل مي‌دهد يا قرآن را مي‌سوزاند يا آن دانشمند را تهديد به سوزاندن مي‌كند اين خجالت براي هميشه هست كه آدم چگونه جبران بكند دانشمندي آمده نظريه داده كه زمين حركت مي‌كند خب اين سوزاندن ندارد. همين دينِ بي‌عقل همين دين بي‌خرد خب شنيديد كه آن كشيش اين قرآن طيّب و طاهر و نوراني را ـ معاذ الله ـ سوزاند اين خطر دينِ بي‌عقل و علم است; علمِ بي‌عقل و دين هم يا جنگ جهاني اول را راه‌اندازي مي‌كند يا جنگ جهاني دوم را, فاصله جنگ جهاني اول و دوم تقريباً سي, چهل سال بود خب حدود هشتاد ميليون نفر را اينها به قتل رساندند همين غربي‌ها! ما كه چنين كاري نكرديم مسلمان‌ها كه چنين كاري نكردند فاصله‌اش هم كم بود الآن هم كه مي‌بينيد ملاحظه مي‌كنند برای اينکه دست خيلي از اينها روي ماشه بمب اتم است اگر جنگ جهاني سوم شروع بشود چيزي روي زمين نمي‌ماند اين نتيجه علمِ بي‌دين است علم بي‌عقل است. وجود مبارك امام صادق(عليه أفضل صلوات المصلّين) فرمود علم يك بال است دين بال ديگر است جامعه بايد با اين دو بال پرواز بكند آن يكي انديشه خوب دارد اين يكي انگيزه خوب مي‌آورد بايد انسان با انديشه و انگيزه جمعاً حركت كند تا نه راه كسي را ببندد و نه بيراهه برود. اين احترامی که ما برای امامزادهها قائليم برای اين است که اين امامزاده‌ها كه به ايران آمدند فرمايش امام صادق و امام باقر را به ما رساندند ما تشيّع‌مان را به وسيله همين امامزاده‌ها داريم وقتي اسلام به ايران آمد آنجا كه تيم و عَدي رفتند متأسفانه به صورت ديگر درآمدند آنجا كه علوي و سادات آمدند گفتند علي‌بن‌ابي‌طالب اين‌طور مي‌گويد, فاطمه زهرا اين‌طور بوده است, به وسيله اينها اجداد ما شيعه شدند اين طبرستان ما همين‌طور است قدم به قدم امامزاده است اينكه مي‌بينيد طبرستان ولايت‌مدار است و خالصانه تشيّع را دارند ـ که اين قسمت دماوند و اين بخش‌ها هم قبلاً جزء طبرستان بود ـ اين به بركت همين امامزاده‌هاست در مركز اين مازندران وقتي گوينده‌اي از حجاز مي‌آمد آيات قرآن را مي‌خواند خب همه گوش مي‌دادند بر اساس اينكه خدا در قرآن فرمود وقتي كه دارد قرآن خوانده مي‌شود آيات الهي خوانده مي‌شود شما ﴿فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا﴾ اما وقتي همين سادات همين فرزندان اهل بيت در كنار قرآن مي‌خواستند بگويند علي‌‌بن‌ابي‌طالب چنين گفت, همه مازندرانیها مي‌گفتند ساکت! ببينيم چه مي‌گويد! كاري كه اجداد ما با قرآن مي‌كردند با همين سخنان علي‌‌بن‌ابي‌طالب مي‌كردند ﴿إِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا[16] اينجا هم وقتي گوينده مي‌گفت علي‌‌بن‌ابي‌طالب چنين فرمود اينها مي‌گفتند ساکت! ببينيم چه مي‌گويد! اينها شدند شيعه. اينكه مي‌بينيد ما قدر اين امامزاده‌ها را مي‌دانيم براي اينكه اينها نسبت به ما حقّ حيات دارند اينها پدرانمان را شيعه كردند اينها پدرانمان را از مناقب علي‌‌بن‌ابي‌طالب از مناقب فاطمه زهرا(سلام الله عليهما) از مناقب امام حسن و امام حسين و از مناقب اهل بيت(عليهم السلام) آگاه كردند ما قدردان اينها هستيم.

مرحوم كليني(رضوان الله عليه) نقل كرد در عصر امام صادق دو گروه با هم مشغول جنگ بودند و در زمان جنگ خريد و فروش اسلحه هم بازار سودآوري دارد هر دو هم اهل باطل بودند شيعه‌اي آمده حضور امام صادق(سلام الله عليه) عرض كرد يابن رسول الله! اينها هر دو اهل باطلاند و خريد و فروش سلاح هم الآن سودآور است ما به اينها اسلحه بفروشيم يا نفروشيم حضرت با يك جمله كوتاه سه مطلب فرمود, فرمود: «بعهما ما يَكنُّهُما»[17] فرمود بله بفروشيد (يك) اما به هر دو گروه بفروشيد (دو) فقط سلاح دفاعي بفروشيد (سه) يعني شمشير نفروشيد, نيزه و دشنه و خنجر نفروشيد, خود و سپر و چكمه و اينها که سلاح دفاعي است بفروشيد اين است كه ما وقتي وارد حرمهای اهل بيت(عليهم السلام) شديم اين در و ديوار را مي‌بوسيم اين نمي‌گذارد كشتن و خونريزي رواج پيدا كند; فرمود ولو اهل باطلاند! مگر خونريزي فضيلت است مگر آدم‌كشي به جايي مي‌رسد يا حقد و كينه را بيشتر مي‌كند فرمود: «بعهما ما يَكنُّهُما» بفروشيد (يك) به هر دو گروه بفروشيد (دو) فقط سلاح دفاعي بفروشيد (سه) اين مي‌شود دين, اين مي‌شود رئيس مذهب اين جلوي خونريزي را مي‌گيرد اين حرف جهانی است، البته ما که برای اينها گريه میکنيم ثواب میبريم اما ماها که حوزوی هستيم 95 درصد گريه ما برای معارف امام صادق(سلام الله عليه) است پنج درصدش برای مظلوميت و شهادت اينهاست ما برای اين فکر گريه میکنيم هيچ وقت نظام اسلامي حاضر نشد خون كسي را بريزد به كسي حمله كند بالأخره بسياري از شماها زمان امام را ديديد حالا اين نوجوان‌ها زمان امام را نديدند, صدام و صداميان كم جنايت نسبت به ايرانيان نكردند بعد از پذيرش قطعنامه و فروكش كردن جنگ, صدام به كويت حمله كرد جنگی به عنوان جنگ نفت عليه صدام به راه افتاد به ما گفتند شما هم از طرف شرق به عراق حمله كنيد براي اينكه عراق چندين سال به شما حمله كرد هيچ كسي چه رهبری چه ديگران حاضر نشدند يك گلوله به عراق شليك شود با اينكه ما از عراق آسيب‌هاي فراواني ديديم اين را مي‌گويند كرامت اين را مي‌گويند شرف, گفتند شما به عنوان جنگ نفت آمديد داريد عراق را مي‌كوبيد به بهانه اينكه كويت را آزاد كنيد بعد نفت آن منطقه را هم بگيريد ما چرا وارد بشويم؟! اين مكتب امام صادق است. آنكه مرحوم كليني(رضوان الله عليه) نقل كرد كه فرمود: «بعهما ما يَكنُّهُما» كه مبادا خونريزي بشود اين مي‌تواند كشور را حفظ كند اين مي‌تواند جامعه را حفظ كند اين مي‌تواند جامعه بين‌الملل را حفظ كند مگر با خونريزي مي‌شود كشور و جهان را اداره كرد؟! فرمود: «بعهما ما يَكنُّهُما». پس آن سه اصل طبيعي را كه فرمود: «لا تَطِيبُ السُّكنيٰ إلاّ بثلاث الهواء الطيّب و الماء الغزير العذب و الأرض الخوّارة» اين براي محيط زيست و شهرداري و اينهاست آن سه اصلي هم كه فرمود: «لا يستغني أهل كلّ بلد عن ثلاثة ... فقيهٍ عالمٍ ورع و امير خير مطاع  و طبيب بصير ثقة» داشتن يك فقيه راهنما و رهبر عالِم آگاه, داشتن علماي بنام, داشتن بهداشت و درمان سالم, داشتن نيروهاي نظامي و انتظامي سالم اينها اصولي است كه كشور را مي‌تواند با تمدّنش حفظ بكند اينكه وجود مبارك امام صادق(سلام الله عليه) آمده غدير را احيا كرده سقيفه را از مسئله علمي طرد كرده گرچه حكومت آن را تقويت مي‌كرد مسئله جبر و تفويض را حل كرده مسئله توسل را حل كرده مسئله قضا و قدر را حل كرده مسئله بدا را حل كرده اين كارهاي فراواني كه ديگران با ارجاع متشابهات به حكومت به جاي ارجاع متشابهات به محكمات با قرآن‌ بدرفتاري كردند را وجود مبارك امام صادق اصلاح كرده فرمود قرآن متشابهات دارد محكمات دارد خودش هم فرمود متشابهات قرآن را به محكمات ارجاع بدهيد. اينها گوشه‌اي از بيانات نوراني امام صادق(عليه أفضل صلوات المصلّين) است دهه كرامت هم در پيش است كه اول ذيقعده تا يازده ذيقعده به بركت ميلاد اين برادر و خواهر وجود مبارك فاطمه معصومه(سلام الله عليها)  و وجود مبارك امام رضا(سلام الله عليه) اين دهه به عنوان دهه كرامت نامگذاری شد كه ـ ان‌شاءالله ـ براي همگان پر بركت و رحمت و ميمنت باشد.

من مجدّداً مقدم شما علما و بزرگواران دانشگاهي و عزيزاني كه مربوط به وزارت دفاع هستند و عزيزاني كه از جوار ملكوتي حضرت عبدالعظيم تشريف آوردند و ساير برادران و خواهران را گرامي مي‌دارم از خداي سبحان مسئلت مي‌كنيم توفيق ادراك صحيح معارف الهي و باور به آنها و تخلّق به آنها و عمل به آنها و نشر مآثر و آثار آنها را به همه ما مرحمت بفرمايد!

پروردگارا امر فرج وليّ‌ات را تسريع بفرما! نظام ما, رهبر ما, مراجع ما, ملت و مملكت ما را در سايه وليّ‌ات حفظ بفرما! روح مطهر امام راحل, شهداي انقلاب و جنگ, شهداي شهريور و شهدايي كه اخيراً ابدان طيّب و طاهر آنها تشييع شده است را با انبيا و اوليا محشور بفرما! حوزه و دانشگاه را در سايه لطف وليّ‌ات حفظ بفرما! مشكلات دولت و مملكت مخصوصاً در بخش اقتصاد و مسكن و ازدواج جوان‌ها را حل بفرما! بيداري اسلامي خاورميانه را به مقصد نهايي برسان! هرج و مرج و ناامني مصر و بحرين و سوريه و كشورهاي ديگر را در سايه وليّ‌ات برطرف بفرما! خطر دشمنان استقلال مملكت‌هاي اسلامي مخصوصاً استكبار و صهيونيسم را به خود آنها برگردان! كساني كه بر طبل جنگ كوبيدند و تلاش و كوشش مي‌كنند كشورهاي اسلامي را گرفتار ناامني بكنند خدايا اينها را مخذول و منكوب بفرما!اين نظام اسلامي را تا ظهور صاحب اصلي‌اش از هر گزندي محافظت بفرما! فرزندان ما را تا روز قيامت از بهترين شيعيان اهل بيت(عليهم السلام) قرار بده!

«غفر الله لنا و لكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»

 


[1] . مسند احمد، ج 1، ص 325؛ صحيح(البخاری)، ج 5، ص 138 و ج 7، ص 9.

[2] . الامالی(شيخ صدوق)، ص 415.

[3] . کشف الغطاء(ط.الحديثه)، ج 2، ص 356.

[4] . کفاية الاصول، ص 68.

[5] . مصباح الفقيه، ج 7، ص 297.

[6] . سوره اسراء، آيه 8.

[7] . سوره انفال، آيه 19.

[8] . سوره شوری، آيه 40.

[9] . سوره نحل، آيه 93؛ سوره فاطر، آيه 8.

[10] . ر.ک: الصحيفة السجادية، دعای 42.

[11] . سوره حشر، آيه 21.

[12] . الکافی، ج 2، ص 78.

[13] . تحف‌العقول, ص320.

[14] . نهج البلاغة، حکمت 147.

[15] . تحف العقول، ص 321.

[16] . سوره اعراف، آيه 204.

[17] . الکافی، ج 5، ص 113.