نمایشگر دسته ای مطالب
بازگشت به صفحه کامل

بزرگداشت سرداران و هزاران شهيد استان مازندران

بسم الله الرحمن الرحيم و اياه نستعين

الحمد لله ربّ العالمين و الصّلاة والسلام علي جميع الأنبياء و المرسلين و الأئمّة الهداة المهديّين سيّما خاتم الأنبياء (صلي الله عليه و آله و سلم) و خاتم الأوصياء (عليهم‏السلام) بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرء إلي الله.

پرواز شهيد در پرتو وحي و ولايت

پرواز مرغ باغ ملكوت شهادت، با استعانت از انديشهٴ ناب و استمداد از انگيزهٴ خالص است. سالك كوي شهادت، ره توشه‏اي به نام معرفت خدا و زاد راهي به عنوان نصرت دين او دارد. راهيِ ميدان ايثار، سرمايه‏اي به نام هجرت از تكاثر به سوي كوثر، و دلمايه‏اي به عنوان شوق لقاء الله دارد. همهٴ اين نعمت‏ها را در پرتو وحي آهنگين خدا و در ظلّ ولايت‏مداري اهل بيت عصمت (عليهم‏السلام) به دست مي‏آورد.

مقام شهيدان در مكتب وحي

آن جا كه خداوند فرمود: ﴿إذا قُرء القرءان فاستمعوا له و أنصتوا﴾[1]، شاهدان صادق، كاملاً منتظر دريافت پيام الاهي شدند. آن جا كه خداي سبحان فرمود: ﴿إنّ الله اشتري من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأنّ لهم الجنّة يقاتلون في سبيل الله فيَقتُلون و يُقتَلون﴾[2]، در عرضهٴ مستقيم كالاي جان و مال حضور يافتند.

آن جا كه خداوند فرمود: ﴿و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة﴾[3]، در نهايت اخلاص و قوّت قَلب و بدن، آمادگي خود را اعلام داشتند.

آن جا كه خداوند فرمود: ﴿وقاتلوهم حتي لا تكون فتنةٌ ويكون الدّين كلّه لله﴾[4]، نبرد با هرگونه استعباد، استعمار، استثمار، استحمار، استبداد و... را پذيرفتند.

آن جا كه خداي تعالي فرمود: ﴿يريد الله أن يحقّ الحقّ بكلماته و يقطع دابر الكافرين ٭ ليحقّ الحقّ و يُبطَل الباطلَ و لو كرِه المجْرمون﴾[5]، هدفي جز اِحياي حق و غرضي غير از اِبطال باطل نداشته‏اند.

آن جا كه خداي بزرگ فرمود: ﴿فقاتلوا أئمّة الكفر إنّهم لا أيمان لهم لعلّهم ينتهون﴾[6]، فهميدند دشمن‏هاي اصلي جامعهٴ بشري خون‏خواران استكباري هستند كه از اَيْمان، سوگندها، قطعنامه‏ها، ميثاق‏هاي بين الملل و هرگونه پيمان‏پذيري استنكاف مي‏كنند. ممكن است كسي بي‏ايمان باشد، ولي مزاحم نباشد؛ امّا بي‏اَيمان، گرگِ خون آشامي است كه همگان از او منزجرند.

آن جا كه خداوند فرمود: ﴿إنفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا بأموالكم و أنفسكم في سبيل الله ذلكُم خيرٌ لكم إن كنتم تعلَمون﴾[7]، نقد جان بر كف و نقد مال در كَيْف كوشيدند و آنان‏كه از هزينهٴ اعزام محروم ماندند، مصداق بارز: ﴿تولّوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألاّ يجدوا ما ينفقون﴾[8] شدند و اشك اندوه ريختند كه چرا از همرزمان خود جدا شدند.

آن جا كه خداوند فرمود: ﴿يا أيّها النبيّ جاهد الكفّار و المنافقين و اغلظ عليهم و مأويهم جهنّم وبئس المصير﴾[9]، در دو جبههٴ كفر و نفاق مبارزه كردند و دشمن داخلي را چونان بيگانهٴ خارجي شناختند و از او تبرّي جستند.

آن جا كه خداي سبحان فرمود: ﴿أطيعوا الله و أطيعوا الرّسول و أُولي الأمر منكم﴾[10]. دستور عصر غيبت بقيّة الله (ارواح من سواه فداه) را فراگرفتند و از نائبان راستين اولي الامر واقعي، رهنمود خواستند و آن‏را امتثال كردند و بالاخره، هر چه از قرآن كريم آموختند، اندوختهٴ خود ساختند و به ديگر رويكردها آويخته نشدند.

چون حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت وحي همتاي قرآن كريمند؛ «إنّى تاركٌ فيكم الثّقلين كِتابَ الله و عترتى...»، تمسّك و اعتصام به هر دو لازم، و ترك هر كدام به مثابهٴ ترك هر دو است. لذا، استماع كلام معصوم و اِنصات منصفانه و ناصحانه در پيشگاه آن، عامل سعادت خواهد بود. شاهدان واصل، هماره رهنمود اهل بيت عصمت (عليهم‏السلام) را در كنار هدايت قرآن مجيد پذيرا بودند.

آن جا كه حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: «جاهدوا أهوائكم تَملِكوا أنفسكم»[11] و «المُجاهدُ مَنْ جاهدَ نفسَه فى طاعة الله»[12]؛ به تزكيهٴ روح و تضحيهٴ نفس، مبادرت كردند و پيروزمندانه چنين سروده‏اند:

عشق ديوانه است ما ديوانهٴ ديوانه‏ايم ٭٭٭٭ نفس امّاره است ما امّارهٴ امّاره‏ايم

آن جا كه رسول گرامي فرمود: «الجَنّة تحتَ ظِلال السُّيوف»[13]، عرصه را بر اهرمن مهاجم تنگ كردند و با تبلور خويش او را متواري ساختند.

آن جا كه پيامبر عظيم الشأن اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: «مَنْ قُتل دونَ دينهِ فهو شهيدٌ»[14]، آمرانه به مرگ فرمان دادند: «اي مرگ اگر نمرده‏اي دريابم» و مترنّمانه سرودند:

گر زهر چيزي بِلَنگي دور شو ٭٭٭٭ راه دور و سنگلاخ و لنگ لنگ

مرگ اگر مرد است، آيد پيش من ٭٭٭٭ تا كشم خوش در كنارش تنگ تنگ

من از او جاني بَرَم بي‏رنگ و بو ٭٭٭٭ او زمن دَلْقي ستاند رنگ رنگ

جور و ظلم دوست را بر جان بنه ٭٭٭٭ ور نخواهي پس صلاي جنگ جنگ[15]

شهيدان در مكتب امير المومنين

چون اميرالمؤمنين، علي بن ابي طالب (عليه‏السلام) باب مدينهٴ علم و حكمت است، لذا اِصغاي سخن آن حضرت عبادت خواهد بود. آن جا كه علي بن ابي طالب (عليه‏السلام) فرمود: «و إنّما أنتم إخوانٌ علي دين الله، ما فَرَّق بينكم إلاّ خُبثُ السَّرائر و سوء الضَّمائر»[16]، پيمان برادري مستحكم‏تر كردند و با تطهير دل از لَوْث عصيان و رَوْثِ حبِّ جاه و فَرْثِ خود خواهي از «دار الغرور»، هجرت و به «دار القرار» باريافتند.

آن جا كه آن حضرت (عليه‏السلام) فرمود: «إنّ أكرم المَوتِ الْقتل، و الّذى نفس ابنِ أبى طالب بيَدِه، لألف ضربةٍ بالسَّيف أهونُ علىَّ مِن ميتةٍ علي الفراش فى غير طاعة الله»[17]، جهان طبيعت را زير پا و فرا طبيعت را قبله ساختند و زمزمه كنان چنين گفتند:

عالَم ويرانه به جغدان حلال ٭٭٭٭ باد دو صد شنبه از آنِ جُهُود

دل‏هاي شفاف و حديث العهدِ فطريِ آنان، چنان مشتاق لقاي الاهي بود كه با تمام وجود چنين مي‏سرودند:

اندر جمال يوسف گر دست‏ها بريدند ٭٭٭٭ دستي به جان ما بَر بنگر چه‏ها بريديم

آن جا كه وليّ الله مطلق، حضرت علي بن ابي طالب (عليه‏السلام) فرمود: «لا تَذوقُوا النَّوم إلاّ غراراً أو مَضمضة»[18]، شب‏ها را چون روزْ بيدار و مراسم سحر را در سنگر انجام داده، هيچ‏گونه هراس از ابرقدرتِ عصر به خود راه نمي‏دادند و از اِرعاب بيگانهٴ مهاجم، خائف نبودند و چنين نجوا داشتند:

كي سرد شود عشق ز آواز ملامت ٭٭٭٭ هرگز نَرَمَد شير ز فرياد زنانه

درسي از مكتب فاطمي

چون عصمت خدا، حضرت فاطمهٴ زهرا (صلوات الله عليها) حجّت خداست، لذا تخضّع در ساحت صحبت او مايهٴ سعادت و پايهٴ نجات است. آن جا كه آن حضرت (عليهاالسلام) فرمود: «مَن أصعد إلي الله خالِصَ عِبادته، أهبط اللّهُ عزّ وجلّ إليه أفضل مَصلَحته»[19]، به اخلاص نيّت و عبادت مبادرت كردند و در اصلاح شئون علمي و عملي به مقدار ميسور كوشيدند.

دلا خود را در آينه، چو كژ بيني هر آينه ٭٭٭٭ تو كژ باشي نه آينه، تو خود را راست كن اول

شاگردان مكتب امام مجتبي

چون امام ممتحن، حضرت امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) فرمود: «والتَّقوي بابُ كلّ توبةٍ و رأسُ كلّ حِكمةٍ و شَرَفُ كلّ عَملٍ، بالتقوي فازَ من فاز من المتّقين»[20]، فهميدند كمال انسان در پروا از حبّ دنيا، و بي‏پرواييْ فرو رفتن در چاه شقاوت است. لذا، از آن برآمدند و به جاه سعادت رسيدند.

يكي مي‏رفت در چاهي، چو دَر چَهْ ديد او ماهي ٭٭٭٭ مَهْ از گردون ندا كردش من اين سويم تو لا تَعْجَل[21]

اقتدا به سيد الشهداء

و اما سالار شهيدان، حضرت امام حسين (عليه‏السلام) رهبري تمام نهضت‏هاي بعد از كربلا را به خود اختصاص داد؛ پيروزي انقلاب اسلامي ايران به زعامت امام خميني (قدّس‌سرّه) و هماهنگي مراجع و علماي بزرگ و مساعدت امّت عظيم‏الشأن به بركت ائتسا و اقتدا به حضرت ابي عبدالله، سيّد الشهداء(روحي و ارواح العالمين لمضجعه الشريف الفداء) بوده است.

آن جا كه امام حسين (عليه‏السلام) فرمود: «... به توصفُ الصِّفات لا بها يوصَف و به تُعرف المَعارِف لا بها يُعرف؛ فذلك الله لا سَمىّ لَه سُبحانَه لَيس كَمِثله شى‏ء و هو السّميع الْبصير»[22]، عارفان، حكيمان، متكلّمان و پيروان معرفت توحيدي، به سلوك آشنا و به مقصد آگاه شدند و خداي يكتا را در علم و عَيْن، اصل هر چيز يافتند:

من جز احدِ صمد نخواهم ٭٭٭٭ من جز مَلِك اَبد نخواهم

بي او ز براي عشرت من ٭٭٭٭ خورشيد سبو كشد نخواهم

آن جا كه سيّد الشهداء (عليه‏السلام) فرمود: «ليرغبُ المُؤمن فى لقاءِ اللّهِ مُحِقّاً فإنّى لا أري المَوت إلاّ سَعادة و لَا الْحياة مَع الظّالِمين إلاّ برماً»[23]، مشتاقانه و مفتاقانه چنين مي‏سرودند:

اگر جز تو سري دارم، سزاوار سرِ دارم ٭٭٭٭ و گر جز دامنت گيرم، بريده باد اين دستم

آن جا كه حسين بن علي (عليه‏السلام) فرمود: «هيهات منّا الدَّنيّة»[24] و «هيهات منّا الذلّة»[25]، مستانه به استقبال شهادت رفتند و چنين مي‏گفتند:

مستي بيايد قيْ كند، مستي زمين را طيْ كند ٭٭٭٭ اين مَيْ مجو، و آن مَيْ بجو، كو جام غم كو جام جَمْ

در ختام با كمال فروتني، مسطور فوق كه در حجاب قصورْ مستور است، به منظور بزرگداشت سرداران و هزاران شهيد استان ولايت‏مدار و شرف خيز و شهيد پرور مازندران تحرير شد.

پروردگارا، ثار شهدا را دوام نظام اسلامي ايران تا ظهور ولي‏عصر(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) قرار بده. مقام معظم رهبري، دولت و ملت را حفظ فرما.

 

عبداللّه جوادي آملي

ذي الحجة 1422 اسفند 1380

 


[1]  ـ سورهٴ اعراف، آيهٴ 204.

[2]  ـ سورهٴ توبه، آيهٴ 111.

[3]  ـ سورهٴ انفال، آيهٴ 60.

[4]  ـ سورهٴ انفال، آيهٴ 39.

[5]  ـ سورهٴ انفال، آيات 7 ـ 8.

[6]  ـ سورهٴ توبه، آيهٴ 12.

[7]  ـ سورهٴ توبه، آيهٴ 41.

[8]  ـ سورهٴ توبه، آيهٴ 92.

[9]  ـ سورهٴ توبه، آيهٴ 73.

[10]  ـ سورهٴ نساء، آيهٴ 59.

[11]  ـ نهج الفصاحة، ج 1، ص 219.

[12]  ـ همان.

[13]  ـ همان، ص220.

[14]  ـ همان، ص519.

[15]  ـ كليات شمس تبريزي، ص 498، غزل 1327.

[16]  ـ نهج البلاغة، خطبهٴ 113.

[17]  ـ همان، خطبهٴ 123.

[18]  ـ همان، نامهٴ 11.

[19]  ـ مسند فاطمة (عليهاالسلام)، ص163.

[20]  ـ تحف العقول، باب حِكم الامام الحسن (عليه‏السلام).

[21]  ـ ديوان شمس، ص 501.

[22]  ـ تحف العقول، باب حكم الامام الحسين (عليه‏السلام).

[23]  ـ همان.

[24]  ـ همان.

[25]  ـ همان.